شجاع
383
أنيس الناس ( فارسى )
دوزخ است اين نفس و دوزخ اژدهاست * كو به درياها نگردد كم و كاست هفت دريا را درآشامد هنوز * كم نگردد سوزش اين خلق « 1 » سوز هرچند ورود اين حال و وقوع اين مثال در باب آداب حرب و خداع ، ليكن مآل اين مقال متعلّق به اهل توحيد و درويشان و مثالى است براى ايشان . چه هرچه به شخص مىرسد از خير و شرّ اعمال و افعال اوست و اگرچه از غير صادر مىگردد ، و هرآينه هركس كه غير در ميان بيند در زندان حرمان بماند . يا آنكه گوئيم شيطان كه دشمنى است ظاهر بيرونى ممثّل است به آن شير ، و خرگوش ادراكات و عقول انسان . و بدتر و غالبتر از آن دشمن اندرونى كه نفس امّاره است و مغلوب گردانيدن او امريست مشكل و عقل در آن عاجز و متحيّر ، و اين حكايت اشارت به « رجعت من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر » . تو با دشمن نفس همخانهاى * چه دربند پيكار بيگانهاى پس معلوم شد كه حصول غلبه بر خصم و سبب ظفر بر دشمن همه آن نيست كه از ممرّ شجاعت و كثرت لشكر و وقوع حشمت بود . چه اى بسا كه خصم را اين اسباب بيش بود با آنكه قوّت محاربه و قدرت معارضش نباشد و باوجود عدم اسباب مقاومت مشوّش ملك و ملك بود . توضيح اين معنى آنكه متحصّن به شهرى يا قلعهاى يا كوهى گردد
--> ( 1 ) - اصل : حلق .