شجاع
384
أنيس الناس ( فارسى )
يا فرار نموده با جمعى متوارى گشته هرروز به گوشهاى گريزد . پس در مثل اين صورت شجاعت عظمى و مبارزت كبرى اشتغال بر استعمال راى و تدبير بود ، همچنانچه عاليجناب خلايق ملاذ ممالكپناه الشّيخ الامير الكبير الحسيب النّسيب محب الدّين و محبوب العالمين ابن الخيّر ابو الخير الجزرى كه يكى از بندگان پايهء سرير سلطانى است برين صورت ارتكاب فرمود و باوجود وقوع آن نوع شجاعت و دليرى به نفس نفيس با معدودى چند به ميان ياغيان فرمود و مستمالشان گردانيده معاودت نموده ، بعد ازين معنى به راى صايب و فكر ثاقب ايشان را طلب فرموده مأخوذ گردانيد و بعد از حصول مقصود بعضى كه واجب القتل و لازم الدّفع بودند مندفع فرمودند و جمعى كه صلاح ملك در بودن ايشان بود تربيت فرمود و خلاصشان گردانيد و امين و خوشحال و ايمن و فارغ البال گشتند . لاجرم اشتغال بر اين تدبير سبب آن شد كه مملكت خوزستان بىمزاحم و بىمشوّش شد و بصره و جزاير نيز مسخّر گشت . حكما گفتهاند شجاعت بىراى و مبارزت بىتدبير چون تاجرى است نامبصر بامايه ، و چون عالمى است مجادل بىمطالعه . مثنوى بىراى مشو كه مرد بىراى * بيمايه بود چو كرم بىپاى روباه ز گرگ بهره زان برد * كين راى بزرگ دارد آن خرد