شجاع
366
أنيس الناس ( فارسى )
حكما گفتهاند شجاع حقيققى آنكه نايرهء غضب او در زمان محاربهء دشمن و در حالت دفع صايل در حركت آيد و در غير اين ازمنه حليم و بردبار بود . نه چون جماعتى كه گمان برند كه شدّت غضب از فرط رجوليّت است و اين صورت را به تخيّل كاذب بر فضيلت شجاعت حمل كنند ، و ندانند كه كه چگونه به فضيلت نسبت توان كرد صفتى را كه مصدر افعال قبيح گردد ، چون جور و اضرار بر نفس خويش و ياران و متّصلان و خدم و بندگان خود . و هرآينه صاحب اين صفت ذميمه پيوسته اين جماعت را معذّب داشته نه عذرشان مسلّم دارد و نه بر عجزشان رقّت و رحم آرد ، بلكه به كمتر سببى و ادنى جرمى زبان و دست خود را بر ايشان مطلق گرداند و از دايرهء حلم بيرون آمده به غضب مشغول گردد ، و چندانچه به گناه ناكرده اعتراف نمايند و در خضوع و انقياد كوشند تا سبب اطفاء نايره و تسكين حركت خارج او گردد در ناهموارى و حركات نامنتظم افزايد و در ارتكاب بدين صورت نامعقول بيشتر مبالغه نمايد . پس ثمرهء اين سيرت ناپسنديده جز وجود فقدان اتباع و احبّا و عدم وجدان اشياع و نصحا و حصول پريشانى مفرط و وصول پشيمانى مولم نباشد ، و صاحب آن از لذّت محاورهء ياران و بهجت مجاورت دوستداران محروم و به سمت شقاوت موسوم و پيوسته عيش او منغّص و عمر او مكدّر . و هرمرد كه به معاونت رجوليّت به حلم قهر برين طبيعت كند و ردّ اين