شجاع
367
أنيس الناس ( فارسى )
صفت نموده از ان اغراض اعراض نمايد مبارز حقيقى و شجاع يقينى بود . حكما گفتهاند جبانتر و بىزهرهتر از غضوب نيست ! زيرا كه اگر به سمت شجاعت و قوّت قلب موسوم بودى متحمّل و بردبار بودى و مشقّت تحمّل توانستى كشيد . چون بويى از طور رجوليّت و رايحهاى از طريق مردانگى ندارد هرآينه پيوسته به غضب و تهتّك و تعذيب نفس خويش و مردم مشغول است . پس باوجود غلبه و تسلّط نفس فرومايهء غضوب و دعوى دار و لافزن مباش ، و مايهء مردى و مايهء مردانگى رعايت خواطر خلق دان نه ايذاء ايشان . قطعه لاف مردانگى و دعوى مردى بگذار * عاجز نفس فرومايه چه مردى چه زنى گرت از دست برآيد دهنى شيرين كن * مردى آن نيست كه مشتى بزنى بر دهنى بدانكه غضب ديگرست و شجاعت ديگر ، و حلم ديگرست و جبانت « 1 » و بددلى ديگر . و اگرچه آثار غضب و حلم هردو به غير و به شخص مىرسد - ليكن اثر غضب ايذا و تنفّر مردم و اضرار نفس خويش است ، و نتيجهء حلم رعايت و جذب خاطر مردم و سلامت نفس خود . و هرعاقل كه نفس ملكى را بر نفس بهيمى كه مبدأ غضب و شهوت است
--> ( 1 ) - كذا ، كلمهء ساختگى است از « جبان » .