شجاع

337

أنيس الناس ( فارسى )

امّا بعد از كميت آن چرده‌نفيس بود كه به‌غايت زرد باشد و بر اعضاى او خالهاى سياه ، و از كاكل تا سر دم خطّى سياه كشيده ، و هم برين منوال دبر و فحل و زانوها و ميان ران و چشم و لب او سياه بود . سممند و قله و شرعه « 1 » نيز اگر به اين صفات موصوف باشند هنرى و تيزدو و نفيس و خوشخو و خوشمنظر باشند . بعد ازين مراتب مرتبهء سياه است و بايد كه سياهى او برّاق بود ، و سياه‌چشم باشد ، و نشايد كه سرخ‌چشم بود . چه اكثر اسپان سرخ‌چشم ديوانه و معيوب باشند . بوز « 2 » را نفيس نشمرده‌اند به تخصيص كه چشم و دبر و سم او سفيد بود . امّا آنچه نيك باشد در غايت نيكى بود . و خاصّيّتى كه در حالت حرب و ضرب در كميت است و مذكور گشت در بوز و خنگ به عكس آن باشد . سيه‌خنگ و قالون و ابرش در مرتبهء الوان مساوىاند و تندى از لوازم ايشان . ليكن ابرش چون چشم و خايه و دبر و سم او سفيد بود به هيچ نيرزد . سبزخنگ كه بر او گلها افتاده باشد به‌غايت شيرين و نفيس بود . بور و بغرل « 3 » بربوز در لون مقدّم باشند . و نغره « 3 » خنگ را ميمون داشته‌اند .

--> ( 1 ) - قله اسب زردرنگ است ، اما شرعه در مآخذ ديده نشد . ( 2 ) - اسبى كه به سفيدى گرايد . ( 3 ) - در مآخذ ديده نشد .