شجاع
338
أنيس الناس ( فارسى )
بيت بدان كه نغره خنگ اسپى است ميمون * چنين گفتند كه آن اسپ است همايون ( كذا ) و ادنى الوان ابلق است و البتّه بدخو بود ، و اسب ابلق بارگيرى را نشايد . يكى ديگر از اسباب منع سوارى بر او آنكه فارس او متعيّن باشد و اگر تقديرا در جنگ گاه خصم با جمعى از كسان خود گويد به اتّفاق توجّه به قتل و دفع فلان ابلق سوار كنيد معينا بر سر او آيند . و اگر اسپ رنگى ديگر بود فارس متعيّن نگردد ، چه رنگهاى ديگر بسيارست و رنگ ابلق كم ، و ازين جهات مثل گشته : « فارس الابلق احمق » . چون حقيقت كيفيّت و حسن هيأت و خواصّ و مراتب الوان هرنوعى مبيّن و مذكور شد مراتب نشانها و خاصّيّت هرنشانى از نيك و بد نيز بيان كنيم . پس بهترين نشانها در اسپ و استر بىنشانى است . و بر تقدير وقوع اين صورت بهترين همه آنكه دست چپ و هردو پا و پيشانى او سفيد بود و آنرا « مطلق اليمين » خوانند . امّا سفيدى پيشانيش بايد كه مخلوط به رنگ بدن نباشد و بر آن تقدير كه سفيديش از پيشانى گذشته باشد بايد كه به آبخواره رسد . مثنوى تمام اين رنگها يك رنگ نيكوست * وگر جاى سفيدى باشد اى دوست