شجاع

309

أنيس الناس ( فارسى )

سپهر فتح ابو الفتح آنكه هست ردا * ز ظلّ رايت فتحش سپهر اعلى را نمود عكس نگينش به چشم دشمن او * چنانچه عكس زمرّد نمود افعى را ز كنه رتبت او قاصر است قوهء عقل * بلى ز روز خبر نيست چشم اعمى را دو معنىاند كه فتوى امر و نهى دهند * قضا و رايش به ملك ملك تعالى را شعر له همم لا منتهى لكبارها * و همّته الصّغرى اجلّ من الدّهر له راحة لو انّ معشار جودها * على البرّ كان البرّ اندى من البحر ادب ديگر آنكه هرچند صاحب قدرت باشى بر زيردست ترحّم و عفو واجب دان و ستم و جور بر محنت‌زده جايز مدار . چه اگر بر خلاف اين صورت ارتكاب نمايى و در مقام وفا جفا نمايى و در محلّ ترحّم جور به جاى آرى در دايرهء ستمكاران داخل گشته جزا و سزاى آن بيابى .