شجاع
229
أنيس الناس ( فارسى )
چهارم آنك پيشهاى از پيشها براى روز ضرورت و ايّام تنگناييش بياموزند . و همچنين بايد كه هرچه آموختنى باشد از علم و هنر و كسب فضايل از او دريغ ندارند ، و مال خود را از براى حصول اينها صرف او گردانند تا حقّ پدرى به جاى آورده باشند . ادب ديگر آنكه در تحصيل علم و هنر اگر معلّمان او را برنجانند منع نكند و شفقت پدرى رها كند . چه طفل علم و ادب به رنجانيدن و ناخوشى آموزد نه به طبع خويش . و به افعال ذميمه بيشتر ميل كند بسبب نقصانى كه در طبيعت اوست . زيرا كه مانع صدور آن افعال و حاجب ورود آن احوال عقل است . پس چون مانع و حاجب نباشد يا باشد و طفل را قابليّت اعمال آن نباشد ، همچنانچه عقل غريزى و نطق بالقوّه [ است ] ؛ هرآينه آن مقابح در حركت باشند و طفل بسبب اصل طبيعت و اتّحاد بشريّت مايل به آن افعال . و حقّ اعظم پدر نسبت با فرزند آنكه نوعى كند كه او را علم و هنر حاصل آيد ، و حصول علم بر تحصيل مالش مقدّم دارد . چه فرق بسيارست ميان اين دو چيز ، و اگر مجتمع گردد مال مزيّن علم باشد . قطعه حالت علم و مال اگر خواهى * كه بدانى كه هريكى چون است مال دارد چو بدر روى به كاست * علم چون ماه نو در افزون است