شجاع
225
أنيس الناس ( فارسى )
پس چون در خانهدارى و ضبط حال و رعايت مهمان تقصير كنند ادب زبانى و تخويفشان بايد كرد ، ليكن به مرتبهء بىعزّتى نبايد رسانيد . و عرض خويش و زن را در ميان پرستاران و كنيزكان نگاه بايد داشت و او را بىحرمت و بىوقع نبايد ساخت ، تا اين صورت سبب خلل در خانهدارى و ضبط احوال نگردد . چه زنان مردم بازارى باشند كه نهايت تأديب ايشان به دشنام و ضرب رسد ، و از ان اوساط النّاس به سفاهت . امّا از ان اشراف بايد كه به مجرّد سخنى ناملايم از جميع ناملايمات شوهر متقاعد و منحرف گردد . « 1 » پس هركدام از زنان اين سه فرقه اگر باوجود انواع انتهاء ادب و آموزگارى فرمانبردارى بجاى نيارند يا دفع بر تقدير امكان ، يا ضبط و عدم التفات و ديگرى « 2 » را از براى خانهدارى و محافظت حال مهمان به جاى او نشاندن . چه مقصود كلّى از تزويج و تزوّج بعد از ملاحظهء نسل و تناسل خانهدارى است و به سبب خدمتگارى و مهماندارى ايشان آوازهء خويش به نان و سفره بلند گردانيدن ، و اين جماعت اهل البيت و فرزندان را حريص و معتاد ساختن به خدمت مهمان و رعايت مهماندارى . پس چون شكوهاى و اظهار مشقّتى ازين سبب نمايند تجاهل كن و اعراض نما و در مقابل آن شكايت كلامى گو بر خلاف مقتضى جواب ايشان ، و آنچه ايشان را چشمداشت و مترقّب است مشتمل بر رعايت مهماندارى و خدمت مهمان ، همچنانچه علماى معانى در بيان طرق التفات در اسلوب كلام متكلّم با مخاطب بر خلاف مقتضى ظاهر حال و آنچه مخاطب را مترقّب و چشمداشت است نقل كردهاند از بعضى اشراف مفتخر به مهماندارى
--> ( 1 ) - اصل : گردند . ( 2 ) - عبارات ناتمام مىنمايد .