شجاع

186

أنيس الناس ( فارسى )

بعد از ان آمد به سوى روميان * پرده را بالا كشيدند از ميان عكس آن تصوير و آن كردارها * زد بران صافى شده ديوارها هرچه آنجا ديد آنجا به نمود * ديده را از ديده خانه مىربود روميان آن صوفيانند اى پسر * فارغ از تكرار و تحصيل هنر ليك صيقل كرده‌اند آن سينها * پاك از آز و حرص و بخل و كينها آن صفا آيينهء وصف دل است * صورت بىمنتها را قابل است عقل آنجا ساكت آمد اى مضلّ * زانك دل با اوست يا خود اوست دل عكس هرنقشى نتابد تا ابد * جز ز دل هم با عدد هم بىعدد اهل صيقل رسته‌اند از بو و رنگ * هرزمان بينند خوبى بىدرنگ نقش و قشر علم را بگذاشتند * ذوق و فكر و روشنايى يافتند