شجاع
185
أنيس الناس ( فارسى )
چينيان گفتند يك خانه به ما * خاص بسپاريد و يك زان شما بود دو خانه مقابل دربهدر * زان دو يك چينى ستد رومى دگر چينيان صد رنگ از شه خواستند * پس خزينه بازكرد آن ارجمند هرصباحى از خزينه رنگها * چينيان را راتبه بود از عطا روميان گفتند نه نقش و نه رنگ * درخور ما نيست الّا دفع زنگ در فروبستند و صيقل مىزدند * همچو گردون ساده و صافى شدند از دو صدرنگى به يكرنگى رهيست * رنگ چون ابرست و بىرنگى مهيست هرچه اندر ابر ضو بينى و تاب * آن ز اختر دان و ماه و آفتاب چينيان چون از عمل فارغ شدند * از پى شادى دهلها مىزدند شه درآمد ديد آنجا نقشها * مىربود آن عقل را و فهم را