شجاع
182
أنيس الناس ( فارسى )
و مپندار كه اين طريق در عشق مجاز ممكن نگردد و ميسّر نشود ، همچنانچه يكى از اكابر علما كه او را بويى از اطوار روحانيّت و تصوّف و رايحهاى از انواع پاكبازى و تعشّق نبوده و به غير از اصطلاحات علوم رسمى هيچ ندانسته گفته كه « العشق طلب الجماع من شخص معيّن ! » امّا اين كلمات سخن كسى است كه از عالم نفسانيّت بيرون نيامده و به عالم روحانيّت عروج ناكرده گرفتار شهوات و كدورات بشريّت است و خبر از لذّات روحانيّت ندارد ، و چون چنين است حالت پاكان را قياس از حالت خود مىگيرد . مثنوى كار پاكان را قياس از خود مگير * گرچه باشد در كتابت شيرشير كار مردان روشنى و گرمى است * كار دونان حيله و بىشرمى است و اين تعريف او عشق را بدان مىماند كه همچنين طالب علمى پيش بزرگ مذكور آمد و التماس قراءت كتابى « 1 » از كتب هيأت نمود . بعد از وقوع براهين قاطعه و حصول دلايل واضحه بر هرمقدّمهاى و هرمدّعايى از ان فرمود كه اين علم را حاجت به خواندن نيست . وظيفه آنكه بر مقدارى از اسرار ارتكاب نمايى و دوات و قلم را پيش خويش نهاده اوهام را بر تخييل امور نامعلوم و مقدّمات نامفهوم گمارى و درين فن تصنيف كنى .
--> ( 1 ) - اصل : كتاب .