شجاع

170

أنيس الناس ( فارسى )

ادب ديگر آنكه دشنام و تربيت محبوب پيش او على السّويه باشد ، و در سبب تكلّم و گفت و شنيد دشنام محبوب از دعاى ديگران نيكوتر داند . حكايت گفت مجنون گر همه روى زمين * هرزمان بر من كنندى آفرين من نخواهم آفرين هيچ‌كس * مدح من دشنام ليلى باد و بس خوشتر از صد مدح يك دشنام او * بهتر از ملك دو عالم نام او مذهب خود با تو گفتم اى عزيز * گر بود خوارى چه خواهد بود نيز ادب ديگر آنكه قبول و ردّ محبوب در سبب التفات مساوى داند و نزد او اين دو حال را تفاوتى نباشد و اثرى در توجّه و طلب او نكند . مثنوى گر تفاوت باشدت از دست شاه * سنگ يا گوهر ، نه‌اى تو مرد راه گر عزيز از گوهرى وز سنگ خوار * پس ندارد عشق با تو هيچ كار