شجاع

152

أنيس الناس ( فارسى )

دوم آنكه بطئ الانحلال و بادرنگ باشد ، و سبب بطئ انس و كثرت مخالطت و محبّت از صداقت اخصّ و عشق كه افراط محبّت است از محبّت اخصّ ، و علّت عشق يا فرط طلب لذّت شهوانى بود يا فرط طلب ملاقات و رؤيت جمالى يا خيالى ، و ملاحظهء نفع نفس را درين صورت مدخلى نتواند بود . پس عشق دو نوع بود : يكى مذموم كه از فرط لذّت شهوانى خيزد ، و دوم محمود كه از فرط طلب خيزد و نظربازى باشد . و هركسى را كه حيوانيّت غالب بود طالب لذّت شهوانى گردد . و محبّتى كه مقتضى آن محض لذّت محبّت و اتّحاد بود خالى از شايبهء لذّتى ديگر آن را عشق تام و محبّت الهى خوانند . و هرزمان كه جوهرى كه در انسان مستودع است از كدورات طبيعت پاك شود و محبّت انواع شهوات از او منتفى و زايل گردد او را به شبيه خويش محبّتى كامل خالى از شايبهء غرض حاصل آيد . پس او را لذّتى ميسّر گردد كه به هيچ لذّت از لذّات نسبت نتوان كرد و به هيچ ذوق مشابه نتوان داشت . و از فضايل اين نوع محبّت آنكه نه نقصان پذيرد ، و نه حوادث ايّام را در آن اثرى بود ، و نه ملامت را در آن مدخلتى افتد ، و نه ارباب شهوت و حيوانيّت را با او مشاركتى باشد - و مشارك اخيار و موافق ابرار بود . و چون انسان از انس مشتق است و انس از احوال مخصوصهء طبيعت آدمى است و كمال هرچيزى در اظهار خاصّيّت خويش ، پس كمال اين نوع