منوچهر خان حكيم

مقدمه 20

اسكندرنامه ( بخش ختا ) ( فارسى )

هرگاه دو حرف « يا » باهم مىآيد ، كاتب يكى را نوشته است : دعاى ( - دعايى 175 ) نماى ( - نمايى ، ص 166 ) . بعد از هاى غير ملفوظ ، همزهء اضافه و حتى ياى وحدت را نمىنويسد : فتنه ( - فتنهء ) ، سرشته ( - سررشته‌اى ، 31 ) . حرف « با » را معمولا به اول اسم چسبانده : « بتاراج ( ص 29 ) و گاهى جدا نوشته : به تعجيل ( 29 ) كلمهء « ببين » را در صفحهء 180 و 184 « به بين » نوشته است ، گاهى روى هاى ملفوظ همزه‌اى به نشانهء كسرهء اضافه گذاشته است : متوجهء ( 180 ) گاهى « هاى » غير ملفوظ را نمىنويسد : يك بار [ - يكباره ] مكرّر . در بعضى موارد ، كلمات را روى هم مىنويسد به‌طورى كه خواندن صحيح با درنگ ممكن مىشود : كمترينرا ( 74 ) يكسيلى ( 99 ) به تيركداد ( 99 ) روانشد ( 29 ) مرديندارى ( 29 ) . البته در يك مورد « نمىدانست » را به اين صورت نوشته است : « نميد آن است » ! در تمام اين گونه موارد ، رسم الخط امروز رعايت شد . واژه‌ها و تعبيرات عاميانه يا خاص نقالان در اين كتاب بسيار هست و از ويژگيهاى آن است و به كار بررسى تحول زبان مىخورد . هرجا توضيح لازم بوده اختصارا بيان شده است و فهرستى از همهء اين تعبيرات و واژگان خاص در آخر كتاب مىآيد . براى عنوان‌بندى از آنچه در متن كتاب آمده بود ، استفاده شد و هرجا كه به‌عنوان تازه نياز بود ، ميان دو قلاب عنوانى افزوده گرديد . فهرست اعلام داستانى اعم‌از اشخاص يا اماكن در آخر كتاب مىآيد كه براى مراجعه و ارجاع و احيانا جستجوى ريشه‌ها و مطالعهء تطبيقى داستانها سودمند است . ذكر اين نكته ضرورى است كه بر روى صفحهء آغازين نسخه عنوان « هذا كتاب اسكندرنامه جلد خطا » درج شده بود كه به اصرار ناشر عنوان « بخش ختا » جايگزين گرديد . در پايان از جناب آقاى اكبر ايرانى ، مدير دانشور مركز پژوهشى ميراث مكتوب كه در تهيهء عكس نسخه‌هاى اسكندرنامه اقدام نمودند و انتشار اين كتاب را در سلسله انتشارات آن مؤسّسه منظور فرمودند ، ابراز امتنان مىنمايد و توفيقات ايشان و همكارانشان را در ادامهء خدمات فرهنگى خواستار است . عليرضا ذكاوتى قراگزلو فروردين‌ماه 1384