خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
79
أخلاق الأشراف ( فارسى )
- مذهب مختار اصحابنا « 1 » مىفرمايند كه شخصى كه بر
--> ( 1 ) . اصحابنا ، ياران ما ( اصحاب ج صاحب يار - و همنشين + نا - ما ) ؛ عبيد به معنى معاصران به كار برده است . مولوى گويد ( مثنوى ، 5 / بيت 404 ، نيكلسن ) : چشمِ بندِ خلق جز اسباب نيست * هركه لرزد بر سَبَب ز اصحاب نيست ليك حق اصحابُنا اصحاب را * درگُشاد و بُرد تا صدرِ سرا . عبيد ، خود گويد ( ديوان ، 57 ، اقبال ) : تُرا كه گفت كه با ما وفا نشايد كرد * دروغ گفت چه باشد چرا نشايد كرد . . مگر عبيد به جان با لبم مضايقه كرد * كه اين به مذهبِ اصحابُنا نشايد كرد . عبيد معاصران « بداخلاق » خود را ظاهرا به طنز و طعنه اصحابنا ( ياران ما ) مىخواند . گويى مىخواهد بگويد كه : اين معاصران ما - كه از بد حادثه - با ما يار و همنشين و مصاحب گشتهاند ، اين انديشهء جديد را مطرح ساختهاند كه شجاعت و مردانگى را خوار مىدارند و در بطلان نظر پيشينيان چنين استدلال مىكنند كه « مىفرمايند كه . . . » . كمال اسمعيل گويد ( ديوان ، 526 ، بحر العلومى ) : اى آنكه خاكِ پاكِ تو را روشنانِ چرخ * دايم به ميل شعشعهء توتيا بَرَند هندوى نيم سوختهء خاطرت بُوَد * هر نظم كان ز خاطرِ اصحابُنا بَرَند . راغب اصفهانى در محاضرات ( 4 / 417 ) وقتى كه از معاصرانى بحث مىكند كه در دادن زكات و صدقهء خود با خداى تعالى مخادعه مىكنند ، مىگويد : « و بعض اصحابنا يبيع زكوته من الفقير و يسترجعها منه بدرهم او درهمين ؛ خ يخادعون اللّه و هو خادعهم برخى از معاصران ما زكات خود را از فقير مىخرد ، و با پرداختن يك يا دو درهم آن را بازمىگيرد ؛ خدا را فريب مىدهند ، و خدا ايشان را فريب مىدهد ( - قسمت اخير عبارت راغب اقتباس از آيهء 142 سورهء نساء ( 4 ) است : « إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ » ) .