خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

80

أخلاق الأشراف ( فارسى )

قضيّهء « 1 » هولناك اقدام نمايد و با ديگرى به محاربه و مجادله درآيد ، از دو حال خالى نباشد : يا به خصم غالب شود و بكشد ، يا به عكس . اگر خصم را بكشد خون ناحق « 2 » در گردن گرفته باشد ، و تبعت « 3 » آن لاشكّ « 4 » عاجلا و آجلا « 5 » - بدون ملحق گردد ؛ و اگر خصم

--> - گاه نيز در متون معتبر « اصحابنا » به معنى « همكيشان ما » آمده است ، مثلا امام فخر در تفسير كبير مكرّر مىنويسد « و قال اصحابنا » يعنى مىگويند همكيشان ما از متكلمانى كه در اصول مذهب اشعرى و در فروع مذهب شافعى دارند . احتمال دارد كه عبيد نيز از سر طنز و تهكّم به همين معنى به كار برده باشد . ( 1 ) . قضيّه ، در لغت به معنى مطلوب ، حكم ، فرمان و دستور آمده ( غياث ) ، ولى در اين عبارت به معنى « واقعه » و دقيق‌تر از آن به معنى « كار » و « عمل » مناسب‌تر مىنمايد . سعدى گويد ( كلّيّات ، 583 ، فروغى ) : شيرى در اين قَضِيِّت كمتر شده ز مورى * كوهى در اين ترازو كمتر شده ز كاهى ( 2 ) . خون ناحق ، خونى كه بىدليل و بىسبب ريخته باشند . عبيد در « موش و گربه » ( كلّيّات ، 281 ، اقبال ) : بهرِ اين خونِ ناحق اى خلّاق * من تَصدُّق دهم دو من نانا يا حكيم شفائى گويد ( دهخدا ، امثال و حكم ، 2 / 846 ) : ديدى كه خون ناحق پروانه شمع را * چندان امان نداد كه شب را سحر كند ؟ ( 3 ) . تبعت ، رنج ؛ عاقبت بد ( غياث ) ، نتيجه و عاقبت ناگوارى كه از كار نابجايى حاصل شخصى گردد و در حكم تاوان و تلافى آن كار او باشد « . . . و خردمند چگونه آرزوى چيزى در دل جاى دهد كه رنج و تبعت آن بسيار باشد و انتفاع و استمتاع اندك » ، « . . . و چيدن شهد و شيرينى لذّات اين جهانى كه فايدهء آن اندك است و رنج و تبعت آن بسيار ، آدمى را بيهوده از كار آخرت بازمىدارد و راه نجات بر وى بسته مىگرداند » ( كليله ، 45 ، 55 ، مينوى ) . ( 4 ) . لاشكّ - بىترديد . ( 5 ) . عاجلا و آجلا ، زود يا دير ( ما معمولا « دير يا زود » مىگوييم ) . عاجل از عجله به معنى -