خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
43
أخلاق الأشراف ( فارسى )
التحيّات « 1 » - باد كه كسوت خلق « 2 » و منشور « 3 » خلقش به طراز « 4 » « لولاك لما خلقت الافلاك » « 5 » و طغراى « 6 » و انّك لعلى خلق عظيم « 7 » مطرّز « 8 » و موشّح گشت « 9 » ، و سلام و
--> ( 1 ) . عليه اكمل . . . بر او باد كاملترين درودها . ( 2 ) . كسوت خلق و منشور خلقش . . . ، جامهء آفرينش و نامه و فرمان [ خدايى مبنى بر بزرگى ] خوى او . اين جمله را آيه و حديث پس از آن روشن مىسازد ، و در حقيقت « لفّ و نشر مرتّب » است . مىگويد جامهء آفرينش او بهترين جامههاست زيرا اگر او نمىبود و آفرينش او نبود زمين و آسمانها را نمىآفريد ؛ خلق و خوى او نيز چنان است كه خدايش مىستايد و مىگويد كه « بيگمان تو به خلق و خوى بزرگى هستى » . ( 3 ) . منشور ، در اصل ، نامهء دولتى كه سرش بازباشد ( قاموس ) ، فرمان و دستور غير محرمانه . ج مناشير . ( 4 ) . طراز ( معرّب تراز ) ، نگار جامه ، زينت پارچه . و در اينجا به معنى زينت و آرايش مطلقا . ( 5 ) . لولاك . . . اگر تو را نمىبود ( براى خاطر تو نبود ) آسمانها را نمىآفريدم . اين حديث ميان حديثشناسان مايهء گفتوگوى بسيار شده ، و به صورتهاى ديگر نيز نقل شده . مستملى بخارى در شرح التعرّف ( 2 / 46 ، چاپ هند ) به صورت « لو لا محمّد ما خلقت الجنّة و النار » آورده است . سنائى گويد ( ديوان ، 917 ، مدرّس ) : اى نقشِ نگينِ تو لعمرُك * وى خِلعَتِ خلقت تو لَولاك با نقشِ تو گفته نقشبندت * لو لاك لما خلقت الافلاك ( 6 ) . طغرا ( - طغراء ) ، فرمان و منشور . معرّب از « طورغاى » تركى . خواجهء شيراز گويد ( ديوان ، قزوينى ) : صاحبِ ديوانِ ما گويى نمىداند حساب * كاندرين طغرا نشانِ حسبة للّه نيست . ( 7 ) . و انّك . . . و بيگمان تو بر خوى بزرگى هستى ( چه از قوم خود تحمّل مىكنى آنچه كس را قوّت تحمّل آن نيست - تفسير كاشفى ) [ سورهء قلم ، 68 ، آيهء 4 ] . ( 8 ) . مطّرز ، نقش و نگار داده « لباس مجد و بزرگوارى به مناقب و مآثر او مطّرز شد » ( عوفى ، لباب ، 24 ، نفيسى ) . ( 9 ) . موشّح در اينجا زينت داده شده و آراسته .