خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
44
أخلاق الأشراف ( فارسى )
تحايا « 1 » بر اولاد و انصار « 2 » او باد كه بأيّهم اقتديتم اهتديتم . « 3 » امّا بعد « 4 » ، بر رأى اهل كمال - كه روى سخن در ايشان است - پوشيده نماند كه بر
--> ( 1 ) . تحايا ، ج تحيّت ، درودها ، آفرينها . ( 2 ) . انصار ، ج ناصر ، ياران . در اصطلاح كسانى از اهل مدينه كه رسول اكرم را در مدينه يارى دادند ( - مهاجرين ) ، ولى در اينجا به معنى ياران اعمّ از مهاجرين و انصار به كار برده است . ( 3 ) . تمام حديث اينست : اصحابى كالنجّوم فبايّهم اقتديتم اهتديتم ، ياران من مانند ستارگان [ آسماناند ] ، پس از هر كدام پيروى كنيد هدايت يابيد - كنوز الحقايق ، 13 ؛ جامع الصغير ، - 2 / 28 . اين حديث را كه اهل سنّت همگى پذيرفتهاند و بدان استناد كنند ، شيعه از « مفتريات » يا احاديث مجعول و بر ساخته دانند و گويند : همهء اصحاب قابل پيروى و مايهء هدايت نيستند ، چه گروه نسبة زيادى از آنها ( چون معاويه ، عمرو عاص ، ابو هريره و جز آنها ) ظلم و فسق كردند ، و از اهليّت پيشوايى ساقط گشتند ( - تيجانى سماوى ، لا كون مع الصادقين ، 12 ، پاريس ، 1987 ) كه مىگويد : حديث مذكور در مقابل حديث « الائمّة من اهل بيتى كالنجوم بأيّهم اقتديتم اهتديتم » وضع شده است . پيش از وى نيز سيّد مرتضى در الامالى ( 1 / 213 ، محمّد ابو الفضل ) پس از نقد حديث مىگويد « ناچار - اگر حديث درست باشد - اصحاب به معنى اهل بيت است » . ( 4 ) . امّا بعد ، اين عبارت را كه معمولا پس از پايان خطبه و يا آغاز رساله مىگويند و مىنويسند ، « فصل الخطاب » ( جدا كنندهء خطبه ) نامند . بخارى در صحيح ( 2 / 13 - 15 ، احمد شاكر ) و سبكى در طبقات الشافعيّه ( 1 / 204 - 207 ، حلو ) گفتهاند [ به روايت از عمرو بن تغلب و عايشه ] كه رسول اكرم در خطبههاى خود « امّا بعد » گفت . و هم سبكى آرد كه : « قيل اوّل من قال اما بعد قسّ بن ساعدة الايادى ، و قيل كعب بن لؤى . و قال جماعة انّ اوّل من قالها داوود عليه السلام و انّها فصل الخطاب . . . و كما انّ النّبى ( ص ) كان اذا خطب قال امّا بعد ، كذلك كانت فصحاء العرب ، و قال سحبان بن وائل : لقد علم الحىّ اليمانون أنّنى * اذا قلت « امّا بعد » أنى خطيبها » . نسخههاى اساس ما ، و نيز در دو نسخهء چاپى ، به جاى « امّا بعد » ، « بعد ذلك » آمده . آن را نيز مىتوان « فصل الخطاب » خواند .