خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
40
أخلاق الأشراف ( فارسى )
بىديانتى گواهى بدروغ دهد صد نوع به دو رشوت دهند و به انواع رعايت كنند تا آن گواهى بدهد چنان كه امروز در بلاد اسلام چندين هزار آدمى از قضاة و مشايخ و فقها و عدول و اتباع ايشان را مايهء معاش از اين وجه است . » بزرگان جامعهء عبيد رحمت و شفقت را نيز چنان كه از گذشتگان پيرو خ اخلاق منسوخ ياد شد نمىپذيرند « و بغايت منكر اين قسمند . مىفرمايند كه هر كس بر مظلومى يا بر محرومى رحمت كند عصيان ورزيده باشد و خود را در معرض سخط آورده ، بدان دليل كه هيچ امرى بىخواست خدا حادث نشود . . . هر كس هرچه به دو مىرسد سزاوار آنست ؛ سگ گرسنه زاغ كور بز لاغر به . » و براى اثبات كار خود از كتاب خدا نيز استدلال كنند و گويند كه « در زمان . . . حضرت رسول ، كفّار را مىگفتند كه درويشان را طعام دهيد ، ايشان مىگفتند كه درويشان بندگان خدايند ، اگر خدا خواستى ايشان را طعام دادى ؛ چون او نمىدهد ما چرا دهيم . چنان كه در قرآن آمده خ آيا طعام دهيم كسانى را كه اگر خدا مىخواست طعامشان مىداد « 1 » پس واجب آمد كه بر هيچ آفريدهيى رحمت نكنند و به حال هيچ مظلومى و مجرمى و محتاجى و مبتلايى و گرفتارى و مجروحى و يتيمى و معيلى و درويشى و خدمتگارى كه بر در خانهيى پير يا زمينگير شده باشد التفات ننمايند بلكه حسبة للّه « 2 » بدان قدر كه توانند اذيّتى بديشان رسانند تا موجب رفع درجات و خيرات باشد . » عبيد رسالهء خود را با عبارت زير بپايان مىبرد كه « اين است آنچه در صدر كتاب با برادران وعده رفته بود ، اميد هست كه چون مبتدى بر اخلاق مختار اكابر مواظبت نمايد و آن را ملكهء نفس ناطقهء خود گرداند نتيجهء آن هر چه تمامتر در دنيا و آخرت بيايد . » دربارهء رسالهء اخلاق الاشراف بيشتر از اين سخن نمىگوييم ، زيرا آنچه از توضيح و شرح لازم مىنموده در حواشى آوردهايم .
--> ( 1 ) . يس ، 36 / آيهء 47 « أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ . . . » . ( 2 ) . حسبة للّه براى رضاى خدا . حافظ گويد ( ديوان ، 5 ، قزوينى ) : صاحبِ ديوانِ ما گويى نمىداند حساب * كاندر اين طُغرا نشانِ حسبة للّه نيست