خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
212
أخلاق الأشراف ( فارسى )
بغايت « 1 » منكر اين قسماند ، مىفرمايند كه هر كس بر مظلومى يا بر محرومى رحمت كند عصيان ورزيده باشد و خود را در معرض سخط آورده « 2 » ؛ بدان دليل كه هيچ امرى بىخواست خدا حادث نشود . هر چه از حضرت او ، كه حكيم است ، به بندگان رسد تا واجب نشود نرسد ؛ چنان كه افلاطون گويد : القضيّة حتّى لا توجب لا توجد « 3 » ، او كه
--> - خواجهء طوسى آرد ( اخلاق ناصرى ، 116 ، مينوى - حيدرى ) : « و اما شفقت آن بود كه از حالى غير ملايم كه به كسى رسد مستشعر بود و همّت بر ازالت آن مقصور دارد » . و در اين بيت منسوب حافظ ( ديوان ، 306 ، انجوى ) نيز رحمت و شفقت تقريبا به يك معنى و مترادف آمده : هيچ رحمى نه برادر به برادر دارد * هيچ شَفْقَت نه پدر را به پسر مىبينم ( 1 ) . بغايت - ، سخت ، به سختى ، بىنهايت « اين نسخه ، بغايت سقيم و مغلوط است » - صفحهء 187 ، پاورقى شمارهء 1 . ( 2 ) . در معرض سخط آوردن ، سخط و سخط ، خشم گرفتن ؛ ناخشنودى و كراهت ( غياث ) پس در معرض سخط آورد ، يعنى خود را مورد خشم و ناخشنودى خدا قرار دهد . سخط ، واژهء قرآنى است ، و خداى بزرگ مىفرمايد « أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ . . . » ( سورهء آل عمران ، 3 / آيهء 162 ) آيا كسى كه از خشنودى خدا پيروى كرد مانند كسى است كه به خشم خدا بازگردد ( گرفتار آيد ) ؟ و مشتقّات آن نيز سه بار ديگر در كتاب مجيد آمده است ( سخط ، مائده ، 5 / آيهء 80 ؛ يسخطون ، توبه ، 9 / آيهء 58 ؛ اسخط ، محمّد ، 47 / آيهء 28 ) . در كليله و دمنه ( 392 ، مينوى ) آرد « . . . پس [ پادشاه ] فرمود كه : مانع سخط و حايل سياست آن بود كه صدق اخلاص و مناصحت تو مىدانستم . . . » ، نيز - به صفحات 102 ، 279 ، 295 ، 301 و 333 از همان كتاب . ( 3 ) . القضيّة . . . امرى يا كارى تا واجب و بايسته نباشد پيدا نشود . اين عبارت كه عبيد معلوم نيست از كجا و به چه دليل گويندهء آن را افلاطون دانسته است ، به صورتهاى ديگر از جمله « القضيّة ما لم تجب لم توجد » و « الشئ ما لم يجب لم يوجد » نيز ياد شده است ( امثال و حكم ، 1 / 254 ) و مقصود از آن تعليل وقايع است يعنى كارها بىدليل و سبب و برهان و به عبث و بيهوده واقع نمىشود ؛ و اگر واقع مىشود دليلى و سببى دارد ( هرچند عجالة آشكار نيست ) . و خود « قضيّه » ، اصلا به معنى سخنى است كه راست باشد گويندهء آن را گويند -