خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

19

أخلاق الأشراف ( فارسى )

عبارات و تعبيرات داستان موسى و شبان را در ( مثنوى ، 2 / 144 ، چاپ علاء الدوله ) به ياد مىآورد . امّا ابيات ضعيف بسيار دارد و اصلا باسبك استوار و قالب دلپذير سروده‌هاى عبيد نمىسازد ، و به نظر مىرسد كه گوينده‌يى گمنام كه از لطافت داستان مثنوى دلخوش شده بوده و الهام گرفته بوده اين داستان را از پيش خود ساخته امّا نه طبع روان مولوى و نه قدرت آفرينندگى شاعر زاكانى را داشته است . نوشته‌هاى هزلى مقصود از هزل ، ياوه‌گويى و هرزه‌سرايى است ، امّا عبيد نه ياوه مىگويد و نه هرزه مىسرايد . در واقع ، هزلهاى عبيد ، جدّ كامل است ، امّا لحن سخن و بيان او با جدّ گويان ديگر فرق دارد . بدين معنى كه او مطالب جدّى و مسائل واقعى و دردهاى گريبانگير مردم را در جامهء شيرين لطيفه و طنز دل‌انگيز بيان مىكند . و مىتوان گفت كه جلوهء درخشان ذوق و هنر عبيد در نكته‌يابى و انتقادهاى ظريف اجتماعى است در لباس طنز و لطيفه‌هاى دلنشين ، و از اين نظر كار او در ادب فارسى يگانه است . ريبكا مىگويد : « بايد گفت كه اگر كسى را در ادبيّات فارسى بتوان هزل‌گوى ناميد ، بىشكّ آن كس عبيد است . » « 1 » براستى اين نكته‌جويى و شناختن نقائص و مظاهر مضحك و متناقض زندگانى انسانها از عهدهء همه كس بر نمىآيد ، زاييدهء استعداد است و چشم بصيرت ، و عبيد از اين دو موهبت بغايت برخوردار بوده است . نكتهء ديگر در هزلهاى طنزآميز عبيد ابتكار و نوآورى است . حتما احساس كرده‌ايد كه لطيفه‌ها هر اندازه هم شيرين باشد ، وقتى مكرّر ياد شود ، ديگر دلپذير نيست و رونق آن از ميان مىرود « 2 » . ولى عبيد در هر باب طرحى نو انديشيده و چنان معانى تازه

--> ( 1 ) . ، 223 . Jan Rypka , History of Iranian Literature ( In collaboration with other scholars ) , P 1968 ، Dordrecht " It must also be remarked that if there is any one in Persian Literature who can really be temed a satirist , then it is he . " . ( 2 ) . اديبان گويند « الكلام اذا اعيد ذهب رونقه » ( شيخ بهائى ، كشكول 389 ، كتابفروشى . -