خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

181

أخلاق الأشراف ( فارسى )

كودكشان « 1 » دوزخ بزرگى چنين را به دوزخ كشند ، آن بزرگ دل خوش كرده مىگويد : گَرَم با صالحانِ بىدوست فردا در بهشت آرند * همان بهتر كه در دوزخ كَشَندمِ با گُنَه‌كاران « 2 » يكى از كبار مفسّران در تفسير آيهء وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها « 3 » چنين فرموده

--> - از چيزهايى كه دلالت بر فرومايگى زر و سيم مىكند ، شدن و رفتن آن دو به نزد فرومايگان است ، چه هر چيزى به سوى همانند خود مىشود ، و همگونى مايهء هم‌پيوندى است . راغب نيز در محاضرات ( 2 / 509 ) اين نكته را به عبارت زير آورده است « قال النّظام : ممّا يدلّ على لؤم الذّهب و الفضّة كثرة كونهما عند اللّئام ، فالشىّ يسير الى شكله . و من هنا اخذ المتنبىّ قوله : و شبه الّشىء منجذب اليه * و اشبهنا بدنيانا الطّغام » . و الطّغام : اوغاد الناس للواحد و الجمع ، و العامّة تقول : اوباش ، و الواحدة طغامة ، - ( ديوان متنبى ، 2 / 183 ، ديتريصى ؛ ابن منظور ، لسان العرب ، زير « طغم ) . بازدر زبان تازى گويند : « انّ الطّيور على اشكالها تقع » ( منير بعلبكى ، المورد ، 21 ، مثل 38 ، بيروت ) . ( 1 ) . كودكشان - كود ، به ضمّ اوّل و سكون دوم ، بارى را گويند كه در زمين زراعت ، اندازند تا غلّه قوّت گيرد ( فرهنگ جهانگيرى ) . و كودكشان ، جمع كودكش ، صفت فاعلى مركّب مرخّم است يعنى كودكشندگان ، و مراد از كودكش ، كنّاس است ؛ ولى در عبارت عبيد به معنى هيزم‌كشان و هيمه‌آوران و گماشتگان آتش دوزخ است . ( 2 ) . بيت از سعدى است ، - ( كلّيّات ، « غزليّات » ، 579 ، فروغى ) و آغاز غزل اينست : دو چشمِ مستِ مىگونت بِبُرد آرام هُشياران * دو خواب‌آلوده بربودند عقل از دستِ بيداران ( 3 ) . « وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها . . . » و از شما كسى نباشد مگر اينكه وارد آن ( يعنى دوزخ ) بشود ( مريم ، 19 / آيهء 71 ) . اين آيه ، از نظر مفسّران ، از آيات دشوار قرآن مجيد است . ضمير ( ها ) به اتّفاق مفسّران راجع است به جهنّم ( يا قيامت ) يعنى « وارد جهنّم » يا « وارد القيامة » . و در اين‌باره كه « آيا مؤمنان نيز وارد دوزخ شوند يا نه ؟ » اقوال مفسّران مختلف است ، و در اينجا مجال ذكر -