خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
179
أخلاق الأشراف ( فارسى )
نكتهگيرى « 1 » و گواهى به دروغ و حرص و ابطال « 2 » حقوق مسلمانان « 3 » و طمع و حيلت و افساد
--> - شنيدم كه پيرى به راه حجاز * بِه هَر خُطْوَه كردى دو ركعت نماز . . . به آخر ز وسواسِ خاطرپريش * پسند آمَدش در نَظَر كارِ خويش به تلبيسِ ابليس در چاه رفت * كه نتوان از اين خوبتر راه رفت . و چون « تلبيس » را كار شيطان مىدانستند غالبا تلبيس را همراه ابليس مىآوردهاند ، چنان كه در همين شعر سعدى . در شعر معروف شيخ بهائى ( فت ، 1041 ه . ق . ) نيز تلبيس با ابليس همراه آمده : علم نبود غيرِ علمِ عاشقى * مابقى تلبيسِ ابليسِ شقى ( نان و حلوا ، 4 ) . نام دوّم كتاب معروف ابن جوزى ( فت ، 597 ه . ق . ) يعنى نقد العلم و العلماء نيز تلبيس ابليس است ، هر چند كه به احتمال زياد اين اسم دوم توسّط مؤلّف انتخاب نشده و ظاهرا بعدها از روى عبارتى از مقدّمهء آن كتاب ، ديگران ساختهاند « و قد قسمّته ثلاثة عشر بابا ينكشف بمجموعها تلبيسه . . . فمن انتهض عزمه للعمل بها ضجّ منه ابليسه . . . » ( 1 ) . نكتهگيرى - عيبجويى ؛ ايراد گرفتن ، اعتراض كردن . نظامى گويد ( هفت پيكر ، 200 ، چاپ ارمغان ) : نكتهگيرى به كارِ نكته شگفت * بر حديثى هزار نكته گرفت . مولوى گويد - در ردّ صوفيان و زاهدان ريايى - ( مثنوى ، 3 / 293 ، علاء ) : نكته گيرد در سخن بر بايزيد * ننگ دارد از درونِ او يزيد . ( 2 ) . ابطال ، تباه ساختن ، باطل كردن ( غياث ) . ( 3 ) . مسلمانان ( ج مسلمان ) - آنكه متديّن و معتقد به دين اسلام است ( غياث ) . ابن عبد ربّه گويد ( العقد الفريد ، 4 / 192 ، احمد امين ) : « العرب تسمّى العجم اذا اسلم المسلمانى . . . » . و اين تعبيرى نسبة تهجينآميز ( Pejorative ) بود كه تازيان بر عجمان نو مسلمان اطلاق مىكردهاند . امّا به تدريج اين وجه از ميان رفته ، و همان جنبهء مسلم بودن بدون جنبهء توهينآميز و تهجينى باقى مانده است . براى اطلاع بيشتر - قزوينى ( يادداشتها ، 8 / 81 ، افشار ) . اين تعبير را اغلب فارسيان استعمال مىكنند . خواجه حافظ گويد ( ديوان ، 147 ، قزوينى ) : -