خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
173
أخلاق الأشراف ( فارسى )
خدم روا مىدارد ، به دست خود خانهء خويش برمىاندازد ، زن و بچّه را از خود متنّفر مىگرداند ، و شب و روز متفكّر و غمناك مىباشد كه مبادا طاعنى در خانه و اتباع و حميّت « 1 » او طعنه زند ؛ و مىگويد : اگر با غيرتى با درد باشى * و گر بىغيرتى نامرد باشى « 2 »
--> - عبد الرحمن ملجم را مثله نكنند « انظروا اذا متّ انا من ضربته هذه ، فاضربوه ضربة بضربة و لا تمثّلوا بالرّجل فانّى سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول إيّاكم و المثلة و لو بالكلب العقور » ( نهج البلاغه ، 2 / 80 ، عبده ) . بيهقى در قصّهء عبد اللّه زبير و جنگ او با حجّاج يوسف از زبان مادر عبد اللّه آرد « . . . پس صبر كن بر مرگ و كشتن و مثله كردن چنان كه برادرت مصعب كرد . . . » و بازاز زبان عبد اللّه آرد « . . . امّا مىانديشم كه چون كشته شوم مثله كنند . مادرش گفت : چون گوسپند را بكشند از مثله كردن و پوست بازكردن دردش نيايد » ( تاريخ ، 238 - 239 ، فيّاض ) . ابو الفتوح رازى در شرح آيهء « وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ . . . » ( سورهء نحل ، 16 / آيهء 126 ) چنين آرد ( تفسير ، 7 / 161 ، شعرانى ) : « چون هند حمزه را مثله كرد و شكم بشكافت ، مسلمانان گفتند اگر ما را دست باشد بر ايشان بدتر از اين كنيم . . . ، و مثله كنيم - كه در عرب كس به كس نكرده بود . رسول نيز فرمود اگر خدا مرا ظفر دهد بر ايشان هفتاد كس را عوض حمزه مثله كنم . خداى تعالى اين آيه فرستاد كه : « و ان عاقبتم . . . اگر عقوبت كنيد به مثل آن كنيد كه ايشان كرده باشند شما را . » ( 1 ) . حميّت ، شرح آن پيش از اين گذشت . ( 2 ) . بيت از نظامى است ، - خسرو و شيرين ( 197 ، بيت 7 ، چاپ وحيد ) ، و در آنجا به جاى « باغيرتى » ، « غيرتبرى » دارد . اينك چند بيت ديگر ( هرچند نگارنده با محتواى آن موافق نيست ) : زنان مانندِ ريحان و سُفالند * درونسو خُبث و بيرونسو جمالند نشايد يافتن در هيچ برزن * وفا در اسب و در شمشير و در زن وفا مرديست بر زن كى توان بست * چو زن گفتى بشوى از مردُمى دست -