خواجه نظام الدين عبيد زاكاني
162
أخلاق الأشراف ( فارسى )
« در كتابى خواندم كه هر كه بزرگى خواهد بايد هرچه دارد ايثار كند « 1 » » ؛ من بدان هوس اين خرقه را ايثار كردم . پدر گفت : « اى ابله ! غلط در لفظ ايثار كردهاى كه به تصحيف خواندهاى « 2 » ؛ بزرگان گفتهاند : « هر كه بزرگى خواهد بايد هرچه دارد انبار كند تا بدان
--> ( 1 ) . ايثار كردن ، كسى را بر خود پيش داشتن و برگزيدن ، و از مال و دارايى خود به او بخشيدن ( غياث اللغات ) ؛ اينجا مطلق بخشيدن . در كليله و دمنه ( 40 ، مينوى ) آرد : « . . . از دو چيز نخست خود را مستظهر بايد گردانيد پس ديگران را ايثار كرد : علم و مال » . در متون دينى و اخلاقى در تعريف ايثار ، تعبيرهاى گوناگونى آوردهاند . از جمله ابن مسكويه ( تهذيب الاخلاق ، 26 ، زريق ) آرد : « الايثار فضيلة للنّفس بها يكفّ الانسان عن بعض حاجاته الّتى تخضّه حتّى يبذله لمن يستحقّه » ايثار فضيلتى است براى نفس كه انسان به سبب آن از برخى نيازمنديهاى خود چشم بپوشد تا آن را به كسى كه سزاوار [ و نيازمند ] آن است ببخشد . و اين كريمهء مباركه معنى ايثار را نيك روشن مىكند كه مىگويد ( حشر ، 59 / آيهء 9 ) : « وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ » و [ مردم را ] بر جانهاى خويش پيش مىدارند [ در رفع نيازمنديها ] هر چند كه خودشان را نيازمندى باشد . ( 2 ) . تصحيف ، خطا خواندن و نوشتن ( غياث اللغات ) . و در فنّ بديع ، استعمال كلماتى توسّط نويسنده يا شاعر كه با تغيير دادن نقطه معنى آنها تغيير كند . مثل آوردن « بوسه » كه « توشه » گردد . سعدى گويد ( كلّيّات ، بوستان ، 266 ، فروغى ) : به خدمت مَنِه دست بر كفشِ من * مرا نان ده و كفش بر سر بِرَن مرا بوسه گفتا به تصحيف دِه * كه درويش را توشه از بوسه بِه ابن يمين گويد ( دهخدا ، امثال و حكم ، 2 / 663 ) : چون روزگار به تصحيف هست روزِ كار * پس روزِ كار خوانْدَنْش به كه روزگار يعنى كه روزِ كار كنون است كار كن * كين روز چون گذشت دگر نيست روزِ كار و ابن نديم در الفهرست ( 255 ، قاهره ، مطبعة الاستقامه ) از قول ابن راوندى متكلّم متهم به الحاد ( وفات ، 255 ه . ق . ) نقل مىكند كه : مردى تازى هشتاد ساله را ديدم كه قرآن مىخواند و -