خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

143

أخلاق الأشراف ( فارسى )

باب پنجم در سخاوت - مذهب منسوخ از ثقات « 1 » مروى « 2 » است كه مردم در ايّام سابق سخاوت « 3 » را پسنديده داشته‌اند و

--> ( 1 ) . ثقات ج ثقه - استواركاران ، معتمدان و اشخاص مورد اطمينان ( مصادر زوزنى ، غياث ) . بيهقى در تاريخ ( 904 ، فيّاض ) آرد : « و اخبار گشته را دو قسم گويند كه آن را سه ديگر نشناسند : يا از كسى ببايد شنيد ، و يا از كتابى ببايد خواند . و شرط آن است كه گوينده بايد . . . ثقه و راستگوى باشد . . . » امّا در اصل ، ثقه ، مصدر است يعنى اعتماد حاصل كردن ؛ استوار داشتن و وثوق . در كليله متجاوز از ( 7 ) بار آمده و همواره به صورت مصدر به كار رفته نه اسم « و هرچند اخلاق و عادات او را [ يعنى شير ، گاو را ] بيشتر آزمود ثقت او به وفور دانش و كفايت و كياست . . . وى زيادت گشت » . ( 2 ) . مروىّ ، اسم مفعول از روايت ، روايت شده ، نقل شده . ( 3 ) . سخاوت ، دهش ، بخشش ، كرم ( غياث ) . اسدى گويد ( گرشاسب‌نامه ، -