السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )
32
فرحة الغري ( فارسي )
رو ، عالم دينى براى بيان مفاهيم دين به زبان فارسى و به نحوى كه مفهوم فارسى زبانان افتد ، با دشواريهاى گوناگونى روبرو بود . هر چند از ديرباز در زمينهء تدوين و ترجمه و گزارش معارف اسلامى به زبان فارسى ، كوششهائى صورت پذيرفته بود ، نه تنها در آن روزگار ، كه هم امروز نيز از اين حيث ، راه كوفته و هموار نيست . از اينها گذشته ، تازىنويسى ، گيرائى ديگرى هم داشت : « زبان عربى زبان مشترك همهء ملَّتهاى پيوسته به اسلام بود و اين خود به گسترش و رشد زبان عربى انجاميد . . . . دانشمندان مايل بودند با عربىنويسى آثار خود ، امكان استفادهء شمار بيشترى از مسلمانان را فراهم آورند « 42 » » . بطبع ، كسى كه به عربى مىنوشت با مخاطبان بيشترى سخن مىگفت ، و اين خود براى نويسنده گيرائى فراوان داشت ؛ اين گيرائى تنها در حوزهء تمايلات نفسانى نويسنده به برخوردارى از طيف وسيعتر مخاطبان نبود ، بلكه حيثيّت ديگرى هم داشت . آن حيثيّت ، اين بود كه نويسنده اى كه آثار خود را به زبان تازى مىنوشت ، احساس مىكرد ، امكان بهره ورى همهء مسلمانان جهان را از دانش دينى خود فراهم ساخته است . اين احساس براى يك عالم دينى غيرتمند و مشفق بسيار دلپذير بوده و هست . « 43 » بدين ترتيب مىبينيم كه مرحوم مجلسى در روى ، آوردنش به فارسىنگارى ، آن هم به زبان مفهوم عوام و نه موافق سرشت نثر منشيانه ، مغلق و پرتكلَّف ، چه گام بلندى برداشته است . مجلسى از يكسو با روشنبينى نياز زمانه را درك كرده و گزارد رسالت عالم دينى را در بارور ساختن بذر انديشه و عقيده و آگاهى دينى مردم ، مستلزم قلمفرسائى به زبان مردم دانسته است ؛ از سوى ديگر با از خود گذشتگى و ژرفنگرى پردهء پندارها را دريده و رشتههاى تنيدهء اوهام را گسسته ، و به فارسى قلم زده است ، بىآنكه از پسند و عرف زمانه و احتشام فاضلانهء خوش بينديشد . از مقدّمه هائى كه در كتابهاى فارسى مرحوم مجلسى ( ره ) ديده مىشود ، پيداست كه بر نگارش فارسى اديبانهء عصر صفوى ، با آرايههاى مرسوم و صنايع لفظى و معنوى آن ، توانا بوده ؛ ولى چون هدفش ترويج معارف دينى در ميان عموم مردم بوده ، بتعمّد متن كتابها را ساده نوشته و - به تعبير خود - « مقيّد به حسن عبارات و تنوّع استعارات » نشده و
--> « 42 » همان ، همان ص . « 43 » پسنديده است يادى كنيم از علَّامه شيخ آقا بزرگ طهرانى - طاب ثراه - كه به نوشتهء فرزندشان ( در : طبقات أعلام الشيعة ، ج 1 : قرن رابع ، مقدّمه ) براى استفادهء عامّهء مسلمانان ، عربىنويسى را ترجيح مىدادند .