السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

10

فرحة الغري ( فارسي )

مسلمانان - بويژه شيعيان - ، از دور زمان ، در گردآورى سخنان آن بزرگوار و ضبط تاريخ ايشان كوشيدند و در بارهء گوشه هائى از سرگذشت و رفتار و گفتار امير مؤمنان - صلوات الله عليه - كتابها و رساله‌ها پديد آوردند ؛ و در اين ميان همه به ناتوانى خويش در گزارد حقّ آن حقگزار شريعت مصطفوى خستو بودند . جاحظ از استادش ، ابو اسحاق نظَّام ، نقل مىكرد كه « علىّ بن أبى طالب - عليه السّلام - محنة على المتكلَّم : إن وفّاه حقّه غلا ، و إن بخسه حقّه أساء » ( سخن گفتن در بارهء علىّ بن أبى طالب - عليهما السّلام - مايهء گرفتارى غريبى است ؛ اگر گوينده در بارهء او سنگ تمام بگذارد ، به غلوّ مىافتد ، و اگر حقّ او را كم گيرد ، بىادبى كرده باشد ) ؛ و متنبّى ، چكامه پرداز چيره دست تازىزبان ، عذرنامه خاموشان را اين گونه شكوهمند به نظم مىكشيد كه : و تركت مدحى للوصىّ تعمّدا إذ كان فضلا مستطيلا شاملا و إذا استطال الشّىء قام بنفسه و صفات ضوء الشّمس تذهب باطلا ( من از ذكر مدايح وصىّ پيامبر - صلَّى الله عليه و آله و سلَّم - ، بعمد خاموش نشسته‌ام ؛ چه ، نمىتوان جهانى را در بيانى گنجانيد . آن عظمت كه به ذات خويش قائم است ، نيازى به مدح ندارد ؛ آيا بيهوده نيست معرّفى آفتاب عالمتاب ؟ ) « 3 » با اين همه دشوارى ، دانايان نخواستند و نتوانستند از گفتن و نوشتن در بارهء آن حقيقت محتشم و آن عظمت بىبديل بازايستند ؛ و نخواهند خواست و توانست . رويه‌ها و سويه‌هاى گوناگون و بيشمار وجود تابناك پيشواى پارسايان و گوناگونيهاى حيات فروغمند مردى كه همهء عمر و توان خود را در برفرازيدن پرچم حقيقت و دين خداوند نثار كرد ، به همهء ارباب دانش و قلم مجال مىداد كه در بارهء او بگويند و بنگارند و بسرايند . كارنامهء زندگانى امير مؤمنان - عليه السّلام - پربارتر از آن بود كه هيچ فقيه و متكلَّم و محدّث و مفسّر و مورّخ و شاعر و عارف و انديشه ور را در جستجويش ناكام و بىبهره و تهيدست بازراند . همهء آنچه به او پيوند مىيافت ، در چارچوب نگرش الهى ، ارجمند و بررسيدنى بود ؛

--> « 3 » نگر : كلام جاودانه ، محمّد رضا حكيمى ، بخش يكم .