علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

90

آيين حكمرانى ( فارسى )

دوم آن‌كه از فرماندهان سپاه نباشد كه فقدانش در سپاه اثر گذارد ؛ چه ، از دست رفتن فرماندهى مدبر ، شكست را در پى مىآورد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله هم كه به ميدان هماوردى گام نهاد ، از سر اطمينان به يارى خداوند - عز و جل - و تحقق وعدهء او بود ، درحالىكه ديگران نمىتوانند چنين اطمينانى داشته باشند . براى فرمانده سپاه جايز است آن هنگام كه سپاهيان را به جهاد برمىانگيزد ، آن‌هايى را به شهادت تشويق كند كه شوق شهادت دارند و او مىداند كه در پيكار با دشمن ، يكى از اين دو را برخواهند گزيد : يا برانگيختن مسلمانان به پيكار از سر غيرت نسبت به او ؛ و يا خوار كردن مشركان به جسارت يافتن در برابر آنان با تكيه بر يارى خدا . محمد بن اسحاق نقل كرده است : « در نبرد بدر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله از سايه‌بان بيرون آمد و مردمان را به جهاد برانگيخت و فرمود : هركس را همان است كه به چنگ آورده است . هم فرمود : سوگند به آن‌كه جانم در دست اوست ، هيچ‌كس نيست كه امروز با آنان به پيكار برخيزد و پايدار و اميدوار به پاداش الهى ، آن‌گونه كه رو به دشمن آرد و به آنان پشت نكند ، كشته نمىشود ، مگر آن‌كه خداوند او را به بهشت درآورد . پس عمير بن حمام - از بنى مسلمه - درحالىكه خرمايى چند در دست داشت و مىخورد گفت : به‌به ، ميان من و بهشت جز آن نمانده است كه اين كسان مرا بكشند . آن گاه خرماها را از دست بر زمين ريخت و شمشير خود برداشت و با آن‌كسان پيكار كرد تا كشته شد ، درحالىكه مىگفت : به سوى خداوند دوانم درحالىكه توشه‌اى جز پرهيزگارى و كار براى آخرت ندارم ، و نيز پايدارى در جهاد در راه خدا ؛ و البته هر توشه‌اى در معرض نابودى است ، جز توشهء تقوا و نيكى و راه يافتگى » « 1 » . براى مسلمان جايز است مردان جنگاور مشركان را هرگاه كه بديشان دست يابد بكشد ، خواه در حال جنگ باشند و خواه نباشند . اما درباره كشتن پيران و راهبان ساكن صومعه و دير

--> ( 1 ) . پنج پاره است از باب سريع : ركضا الى اللّه به غير زاد * الا التقى و عمل المعاد و الصبر فى اللّه على الجهاد * و كل زاد عرضة النفاد غير التقى و البر و الرشاد اين ابيات و نيز ماجرا را بنگريد در : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 33 ؛ ابن كثير ، البداية و النهايه ، ج 3 ، ص 276 - 278 ؛ ابن حجر ، الاصابه ، ج 4 ، ص 715 - م .