علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

71

آيين حكمرانى ( فارسى )

فرمانروايى اقدام كند با اقدام او فرمانروا بر كنار نمىشود . گونهء دوم آن‌كه وزير از جانب خود او را بدين سمت گمارده باشد . در اين صورت آن فرمانروا نايب وزير است و ازاين‌رو ، درست‌تر و شايسته‌تر آن است كه وزير حق دارد مستقلا او را بر كنار كند يا بنابر آنچه اجتهادش وى را بدان راه مىنمايد كسى ديگر را جايگزين او سازد . چنانچه وزير به‌طور مطلق فرمانروا را گمارده و در حكم او تصريح نكرده باشد كه او را از جانب خليفه بدين سمت مىگمارد يا او را از جانب خود بدين كار نصب مىكند ، اين گماردن گماردنى از جانب خود او تلقى خواهد شد و در نتيجه او حق خواهد داشت بدون كسب نظر خليفه ، اين فرمانروا را بر كنار كند و البته ، هرگاه هم اين وزير بر كنار شود آن فرمانروا نيز به تبع عزل خواهد شد ، مگر آن‌كه خليفه او را در سمت خويش ابقا كند . اين خود نوعى تمديد ولايت و گماردنى تازه شمرده مىشود ، با اين تفاوت كه در آن به شروطى كه عقد ابتدايى بدان مشروط است نيازى نيست و همين اندازه بسنده مىكند كه خليفه بگويد : « تو را در ولايتى كه دارى ابقا مىكنم » ، درحالىكه در عقد ابتدايى ناظر به اين موضوع بدان نياز است كه خليفه بگويد : « تو را بر فلان ناحيه گمارده‌ام ، به عنوان ولايت بر مردمان آن سامان و سرپرستى همهء آنچه بدان قلمرو مربوط مىشود » . اين هم بايد با بيان جزئياتى همراه باشد كه نه هيچ اجمالى بدان راه يابد و نه هيچ احتمالى را برتابد . هرگاه خليفه كسى را به چنين فرمانروايىاى بگمارد اين نصب مستلزم سلب حق نظارت و رسيدگى به كارهاى او از جانب وزير نيست ، چنان‌كه هرگاه كسى را به وزارت نصب كند اين گماردن به معناى عزل فرمانروا از فرمانروايى خود نمىباشد ؛ زيرا هرگاه در گماردن‌هايى كه از جانب حكومت صورت مىگيرد گماردنى عمومى و گماردنى خاص در كنار هم رخ دهد ، عرفا آن گماردن عام به معنايى مشتمل برحق نظارت و بازرسى و نيز آن گماردن خاص به معناى مباشرت امور و اجراى آن‌ها تفسير خواهد شد . براى فرمانروايى كه بدين ترتيب نصب مىشود جايز است ، خواه با كسب فرمان از خليفه و خواه بدون آن ، براى خود وزير تنفيذى برگزيند ، هرچند تنها در صورتى حق برگزيدن وزير تفويض براى خود دارد كه در اين‌باره از خليفه كسب اجازه كند و او بدان دستور دهد ؛ چرا كه وزير تنفيذ تنها يك دستيار است ، اما وزير تفويض كسى است كه خود مستقلا تصميم مىگيرد . اگر اين فرمانروا بخواهد بىهيچ علتى بر مقررى سپاهيان خود بيفزايد ، اين اقدام از آن