علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
44
آيين حكمرانى ( فارسى )
پيوسته شير نكوبختى از روزگار مىدوشد و روزى فرمانبر و روزى ديگر فرمانرواست . تا آن زمان كه دست تدبير او بر دشوارىاى كشيده شود . او استوار انديش است و نه سختگير و نه ناشكيب « 1 » . محمد بن يزيد هم كه وزير هارون بود يك بار به او گفت : آنكه دنيا را پاس مىدارد سزامند اين است كه به گاه خفتن همهء مردم ، نخوابد . چگونه خواب به چشمان خويش راه دهد آن كس كه دو انديشه او را ميهمان خود ساخته است : اينكه گرهى بگشايد و جايى ديگر بر امرى گره تأكيد نهد « 2 » ؟ فصل [ : بركنارى امام ] امام آنگاه كه به حقوق يادشدهء امت بپردازد حق خداى تعالى را در آنچه براى مردم يا بر مردم است گزارده و تا زمانى كه وضعش ديگرگون نشده دو حق براى او بر مردم واجب است : فرمانبرى و يارى رسانى . اما آنچه موجب ديگرگون شدن وضع او مىگردد و او بدان سبب از دايرهء شايستگى امامت بيرون مىرود ، دو چيز است : يكى خللى در عدالت او ؛ و ديگرى نقصى در جسم او . خلل در عدالت - يعنى همان فسق - بر دو گونه است : يكى آنچه از پيروى هوس خيزد و ديگرى آنچه به شبههاى آويزد . از اين ميان ، آن نخست به افعال بدن مربوط مىشود و عبارت از آن است كه از سر
--> ( 1 ) . چند بيتى است از باب بسيط : و قلدوا امركم للّه دركم * رحب الذراع بامر الحرب مضطلعا لا مترفا ان رخاء العيش ساعده * و لا اذا عض مكروه به خشعا مازال يحلب در الدهر اشطره * يكون متبعا يوما و متبعا حتى استمر على شزر مريرته * مستحكم الرأى لا فخما و لا ضرعا ابن اثير اين ابيات را از آن لقيط بن يعمر دانسته است . بنگريد به : ابن اثير ، الكامل ، ج 4 ، ص 183 م . ( 2 ) . من كان حارس دنيا انه قمن * ان لا ينام و كل الناس نوام و كيف ترقد عين من تضيفه * همّان من امره حل و ابرام قلقشندى اين ابيات را از آن محمد بن يزداد دانسته است . بنگريد به : قلقشندى ، مآثر الانافه ، ج 1 ، ص 62 - م . ناگفته نماند برخى از منابع تاريخى نيز نام صاحب اين شعر را نه محمد بن يزيد ، بلكه محمد بن يزداد دانسته و او را از كاتبان مامون گزارش كردهاند . براى نمونه بنگريد به : ابن تغرى بردى ، النجوم الزاهره ، ج 2 ، ص 258 ؛ ابن اثير ، الكامل ، ج 6 ، ص 9 ؛ طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 5 ، ص 198 ؛ ابن ابى جراده ، بغية الطلب ، ج 10 ، ص 4770 - م .