علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
342
آيين حكمرانى ( فارسى )
اوقاف پيامبر صلّى اللّه عليه و إله قرار گرفت و نيمى ديگر ملك همهء مسلمانان شد . امروزه اين هردو نيمه مصرفى همانند دارند . [ 7 ] وقف هفتم يك سوم از اراضى وادى القرى بود ؛ چه ، يك سوم از اين اراضى به بنى عذره و دو سوم به يهوديان تعلق داشت و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله با يهوديان بر نصف آنچه در اختيار داشتند مصالحه كرد . بدينگونه اين اراضى سه بخش شد : يك سوم از آن پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله و در شمار صدقات يا اوقاف آن حضرت ، يك سوم از آن يهود و يك سوم از آن بنى عذره . تا هنگامى كه عمر رضى اللّه عنه آنان را به ترك اين سرزمين ناگزير ساخت . او سهم يهوديان از اين اراضى را قيمت گذارى كرد و قيمت آن را كه نود هزار دينار مىشد به آنان پرداخت . او به بنى عذره نيز گفت : اگر خواستيد مىتوانيد مبلغى را كه پرداختهايم بپردازيد و ما نيز نيمى از آنچه را به تصرف درآوردهايم به شما دهيم . آنان اين مبلغ را كه چهل و پنج هزار دينار مىشد پرداخت كردند و بدينترتيب نيمى از وادى از آن بنى عذره شد و در نيمى ديگر نيز يك سوم [ به نسبت كل ملك ] در شمار صدقات پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله درآمد و يك ششم از آن همه مسلمانان شد . البته ، مصرف همهء اين نصف يكسان است . [ 8 ] وقف هشتم جاى بازارى در مدينه بود كه آن را مهزور « 1 » مىگفتند . مروان اين ملك را به « اقطاع » از عثمان رضى اللّه عنه ستانده بود و مردم نيز اين را بر عثمان خرده مىگرفتند و از آن ناخرسند بودند . بنابراين ، اين احتمال وجود دارد كه « اقطاع » انجام يافته نه اقطاع تمليك ، بلكه اقطاع تضمين بوده است تا اين كار داراى وجهى از جواز و صحت باشد . اينها هشت صدقه يا وقف پيامبر هستند كه صاحبان سير حكايت كردهاند و برجستگانى از راويان مغازى نقل كردهاند - هرچند خداوند خود به درستى آنچه آوردهايم آگاهتر است . اما ديگر دارايىهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به جز اين وقفهاى هشتگانه : واقدى نقل كرده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله از عبد اللّه پدر خويش ، ام ايمن حبشى را كه نامش بركت بود و همچنين پنج شتر و گلهاى گوسفند به ارث برد . گفتهاند : شقران غلام عبد الله و پسر او به نام صالح را كه بعدها در نبرد بدر حضور داشت به ارث برد . از مادر خود آمنه بنت وهب زهرى نيز سرايى را كه در شعب بنى على بود و همانجا ديده به جهان گشوده بود به ارث برد . از همسر خود
--> ( 1 ) . در نسخه چاپ مصر كتاب الاحكام السلطانيه ماوردى واژه « مهروز » آمده ، اما اين ثبت نادرست است و آنچه در اينجا آورده شده هم با الاحكام السلطانيه ابو يعلى ، هم با سنن ابى داوود ( ج 3 ، ص 316 ) و هم با سنن ابن ماجه ( ج 2 ، ص 829 ) سازگارى دارد . مهزور - بر وزن مشكور - نام يكى از وادىهاى مدينه است .