علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

281

آيين حكمرانى ( فارسى )

پس از اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، آن تصرف‌شدگان را بازگرداندند . در اين ميان ، پيرزنى از پيرزنان هوازن سهم عيينه شده بود . عيينه مىگفت : من براى او در اين طايفه نسبى سراغ ندارم ، شايد كه سربهاى او بيشتر باشد . از اين روى از بازگرداندن آن زن در برابر شش شتر خوددارى ورزيد . ابو صرد به او گفت : او را واگذار ، به خداوند سوگند نه او را دهانى خوش‌نام است ، نه پستانى برآمده ، نه شكمى بچه‌زاى ، نه آن‌كه تنها يك بار شوهر كرده است و نه آن‌كه او را بهرهء بسيار باشد . پس عيينه او را در عوض شش شتر بازگرداند . بعدها عيينه به اقرع برخورد و از اين پيشامد به او ناليد . وى نيز در پاسخ گفت : آن‌كه گرفته بودى نه زنى بود سفيد روى و ميانسال و نه ميانه قامت و زيبا اندام . يكى از همين تصرف‌شدگان شيماء دختر حارث بن عبد العزى و خواهر رضاعى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله بود . او را در سختى گذارده بودند تا هنگامى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله به نزد او آمد ، در حالى كه وى مىگفت : من خواهر رضاعى پيامبر خدا هستم . آن زن چون به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رسيد به آن حضرت گفت : من خواهر توام . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : نشان آن چيست ؟ گفت : يك بار هنگامى كه تو را بر دامن نهاده بودم مرا به دندان گزيدى . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اين نشانه را شناخت ، رداى خود براى وى گسترد و او را بر آن نشاند . آن‌گاه او را ميان اين‌كه نزد وى در مكه بماند يا عطايى برگيرد و به ميان خاندان خود بازگردد آزاد گذارد . وى نيز اين را برگزيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به او عطايى دهد و وى را به ميان كسانش بازگرداند . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز اين كار را انجام داد - و اين پيش از ورود هيئت هوازن و برگرداندن همهء تصرف‌شدگان بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله غلامى به نام مكحل و همچنين كنيزى در اختيار آن زن گذاشت . بعدها آن غلام و كنيز با يكديگر ازدواج كردند و از آن‌ها فرزندانى پديد آمد و هنوز هم در ميان آن خاندان كسانى از نسل ايشان هستند . در اين خبر ، افزون بر احكامى كه استنباط مىشود ، الگويى رفتارى است كه لازم است فرمانروايان از آن پيروى كنند . از همين روى ، اين خبر را كامل آورديم « 1 » . اگر در ميان زنانى كه به تصرف درآمده‌اند زنانى شوهردار وجود داشته باشند به همين تصرف ، ازدواج آن‌ها با شوهرانشان باطل مىشود ، خواه شوهران نيز به تصرف درآمده باشند

--> پاورقى بعدى بنگريد - م . ( 1 ) . اين حديث را با تفاوت‌هايى بنگريد در : ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 2 ، ص 218 ، ش 7037 ؛ طبرانى ، المعجم الكبير ، ج 5 ، ص 270 ، ش 5304 ؛ قرشى ، مكارم الاخلاق ، ص 116 ، ش 383 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، ج 8 ، ص 34 ، ش 4064 ؛ شوكانى ، نيل الاوطار ، ج 8 ، ص 151 و 152 ؛ ابن هشام ، السيرة النبويه ، ج 5 ، ص 164 و پس از آن - م .