علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

265

آيين حكمرانى ( فارسى )

خويشاوندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله چنين حقى در خمس غنايم ندارند . اما از ديدگاه شافعى حق اين گروه همچنان ثابت است . اين گروه زادگان هاشم و عبد المطلب - پسران عبد مناف - را دربر مىگيرد و ديگر طوايف قريش را شامل نمىشود . در اين گروه ، كوچك و بزرگ و دارا و نادار با يكديگر برابرند ، هرچند ميان مردان و زنان به نسبت دو به يك تفاوت نهاده مىشود ؛ زيرا آنان به استناد قرابت و خويشاوندى از چنين سهمى برخوردار شده‌اند . از اين سهم به وابستگان بنى هاشم و بنى عبد المطلب و نيز به زادگان دخترانشان نمىرسد و سهم كسانى از اين دو خاندان هم كه پس از به چنگ آمدن فىء و غنيمت و پيش از قسمت كردن آن درگذشته باشند به وارثانشان تعلق مىگيرد . سومين سهم از اين سهام از آن يتيمان نيازمند است . يتيم كسى را گويند كه در خردسالى ، پدرش درگذشته باشد . در اين حكم پسر و دختر همانند هستند و چون به بلوغ نيز برسند نام يتيم از آنان برداشته شود . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرموده است : « پس از بلوغ يتيمىاى نيست » « 1 » . چهارمين سهم از آن مسكينان است و آن‌ها كسانى از مستحقان خمس هستند كه مالى بدان اندازه كه كفايتشان كند ندارند . قيد « مستحقان خمس » در اين‌جا بدان بازمىگردد كه مسكينان مستحق خمس با مسكينان مستحق زكات تفاوت دارند ؛ چرا كه اصولا مصرف خمس با مصرف زكات متفاوت است . سهم پنجم از آن « ابن السبيل » است و اين عنوان كسانى از مستحقان خمس را در برمىگيرد كه خرجى سفر نداشته باشند ، خواه آن‌ها كه با چنين وضعيتى سفر خويش را آغاز مىكنند و خواه آن‌ها كه در سفر به چنين وضعيتى مىافتند . اين حكم يك پنجم يا خمس غنايم و « فىء » است . اما دربارهء حكم چهار پنجم ديگر دو ديدگاه وجود دارد : ديدگاه نخست آن‌كه اين سهم از آن لشكريان است و به تأمين مقررى آنان اختصاص دارد

--> ( 1 ) . « لا يتم بعد حلم » . اين روايت با همين متن و نيز با عبارت‌هايى مشابه از قبيل « لا يتم بعد احتلام » و « لا يتم بعد بلوغ » در منابع آمده است . از آن جمله بنگريد به : ابو داوود ، سنن ابى داوود ، ج 3 ، ص 115 ، ش 2873 ؛ سعيد بن منصور ، السنن ، ص 291 ، ش 1030 ؛ صنعانى ، مصنف عبد الرزاق ، ج 6 ، ص 416 ، ش 11450 ، ج 7 ، ص 464 ، ش 13899 و ج 8 ، ص 456 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 1 ، ص 95 ، ش 290 ، ج 6 ، ص 337 ، ش 6564 و ج 7 ، ص 222 ، ش 7331 ؛ ديلمى ، الفردوس ، ج 5 ، ص 205 ؛ ابن حجر ، فتح البارى ، ج 7 ، ص 150 و ج 9 ، ص 382 ؛ نووى ، شرح النووى ، ج 12 ، ص 191 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 1 ، ص 109 و ج 6 ، ص 444 ؛ كحلانى ، سبل السلام ، ج 2 ، ص 31 ؛ ابن حزم ، المحلى ، ج 8 ، ص 49 ؛ شوكانى ، نيل الاوطار ، ج 5 ، ص 372 و ج 7 ، ص 121 - م .