علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
232
آيين حكمرانى ( فارسى )
ترك گويد اين كار را با كفارهء يك قربانى جبران مىكند . اما ابو حنيفه اين وقوف را از اركان حج دانسته است . سپس از آنجا راهى مشعر الحرام مىشود . در آنجا در وادى قزح وقوف مىكند و دعا مىخواند ، هرچند اين وقوف واجب نيست . آنگاه روانه منى مىشود . در منى افكندن هفت سنگ به سوى جمره عقبه را پيش از ظهر شرعى به انجام مىرساند و پس از آن كسانىكه با خود قربانىاى به همراه آوردهاند آن را ذبح يا نحر مىكنند . حجگزار سپس موى سر را مىتراشد يا تقصير مىكند . او مخيّر است هريك از اين دو كار را انجام دهد ، گرچه تراشيدن سر فضيلت بيشترى دارد . پس از اين مراسم ، روانه مكه مىشود و در آن شهر طواف افاضه را كه واجب است به جاى مىآورد و چنانچه پيش از رفتن به عرفات سعى صفا و مروه انجام نداده باشد اين سعى را انجام مىدهد . اگر هم سعى را پيش از وقوف عرفات انجام داده باشد همان سعى كافى است ، هرچند طوافى كه پيش از وقوف انجام يافته باشد مجزى نيست . آنگاه به منى باز مىگردد و نماز ظهر را به جماعت برگزار مىكند و اين نماز را امامت مىكند . خطبهء سوم را متولى حج پس از اين نماز ايراد مىكند . او در اين خطبه آنچه را از احكام و مناسك حج مانده است و همچنين احرام گشودن اول و دوم و نيز محرماتى را كه با هريك از اين احرام گشودنها برايشان حلال مىشود بدانان يادآور مىگردد و آنگاه اگر از دانش دينى برخوردار باشد از مردم مىپرسد كه آيا كسى پرسشى دارد يا نه و اگر هم از اين دانش بهرهمند نباشد چنين پرسشى را مطرح نمىكند . پس شب را در منى مىماند و روز بعد - يعنى روز يازدهم كه روز كوچيدن است - پس از ظهر شرعى رمى جمرههاى سهگانه را با بيست و يك سنگ انجام مىدهد و به هركدام هفت سنگ مىزند . سپس براى شب دوم در منى مىماند و در فرداى آنكه روز كوچيدن است ، جمرههاى سهگانه را رمى مىكند و بعد از ظهر خطبه مىخواند . خطبهء چهارم همين خطبه است كه آخرين خطبهء تشريعشده در حج است و امام در آن به مردم يادآور مىشود كه در حج دو كوچيدن دارند و خداوند آنان را ميان اين دو مخيّر داشته است ، جايى كه مىفرمايد :