علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

227

آيين حكمرانى ( فارسى )

دست يازد ادب كند ، هرچند نبايد اين تعزير را به پايهء حد برساند ، مگر آن‌كه به او اجازهء چنين كارى داده شده باشد . در اين صورت چنانچه از مجتهدان باشد حق دارد كيفرهايى را كه حد هستند اجرا كند . اگر با اين وصف به شهرى درآيد كه در آن كسى ديگر عهده‌دار اجراى حدود است بايد در وضعيت نگريست : چنانچه جرمى كه مجرم انجام داده قبل از ورود به آن شهر باشد متولى حج به اجراى كيفر حد اين جرم سزاوارتر است تا كارگزار آن شهر ، ولى چنانچه اين جرم در همان شهر صورت پذيرفته باشد كارگزار شهر در مقايسه با متولى حج در اجراى اين حد سزامندتر است . دهم : اين‌كه وقت را فراخ تنظيم كند تا بيم از دست رفتن وقت نباشد و تنگى زمان كاروانيان را به شتاب در حركت ناگزير نسازد . چون كاروان به ميقات رسد متولى حج همراهان را براى احرام و انجام مستحبات آن مهلت دهد . پس از آن اگر هنوز [ تا هنگام حضور در عرفات ] وقت فراخ باشد همراهان را به مكه برد تا با ديگر كسانىكه در مكه هستند راهى موقف شوند و اگر وقت تنگ باشد از بيم آن كه مباد وقت درك موقف از كف برود و در نتيجه حج نيز از دست رود ، آنان را مستقيم به جاى مكه به عرفات برد ؛ چه ، هنگام وقوف در عرفات از ظهر شرعى روز عرفه تا طلوع سپيده صادق در روز عيد قربان است و هركس حتى در پاره‌اى از اين وقت ، خواه شب و خواه روز ، وقوف در عرفات را درك كند حج را درك كرده است . اما اگر وقوف در اين سرزمين را درك نكند تا هنگامى كه سپيدهء روز عيد قربان بدمد حج را از كف داده است و مىبايست باقيماندهء اعمال را انجام دهد و به كفارهء وقوف از كف رفته قربانىاى كند و چنانچه امكانش هست در سال ديگر و اگر امكانش نيست در سال پسين اين حج را قضا كند . در هر حال ، نه با از كف رفتن وقوف در عرفات ، حج به عمره بدل مىشود و نه شخص مىتواند پس از تباه شدن حجش به چيزى جز آنچه موجب خروج از احرام حج است از احرام خارج شود . اما ابو حنيفه گفته است : در چنين صورتى شخص به آنچه موجب خروج از احرام عمره است محل مىشود . ابو يوسف نيز گفته است : با از كف رفتن وقوف در عرفات احرام شخص به احرام عمره بدل مىگردد . هنگامى كه حاجيان به مكه رسند هركدام از آنان كه قصد بازگشت نداشته باشند ولايت متولى حج از او برداشته مىشود و او ديگر هيچ سلطه‌اى بر وى ندارد . اما هركس كه قصد بازگشت داشته باشد همچنان زير ولايت آن متولى است و بايد به فرمان او گردن نهد .