علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

226

آيين حكمرانى ( فارسى )

و نه آن‌كه فرومانده است گم شود . از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت شده است كه فرمود : « ضعيف‌تر امير همراهان است » « 1 » . يعنى آن‌كه مركبش ضعيف‌تر است بر كاروانيان است كه همپاى او پيش روند . چهارم : اين‌كه ايشان را از شناخته شده‌ترين راه‌ها ببرد و از خرم‌ترين سرزمين‌ها بگذراند و از گذر كردن از سرزمين‌هاى خشك يا سنگلاخ و دشوار بپرهيزد . پنجم : اين‌كه چون ذخيرهء آب كاروانيان به پايان رسد براى آنان آب جست‌وجو كند و چون چراگاه براى چراى مركب‌هايشان اندك باشد به جست‌وجوى چراگاه بپردازد . ششم : اين‌كه چون بار نهند ، آنان را نگاهبانى دهد و چون بار بندند از ايشان مراقبت كند تا نه تبهكارى آنان را بربايد و نه دزدى در آنان طمع بندد . هفتم : اين‌كه اگر كسى بخواهد مانع راهشان شود او را دور كند و اگر كسى بخواهد راه حج برايشان ببندد او را از ايشان براند ، چه به جنگ اگر كه در توانش باشد ، و چه به بخشش آنچه حاجيان براى دفع اين مانع در اختيارش گذارند . البته ، او حق ندارد كسانى از كاروانيان را كه به باج دادن تن نمىدهند به اين كار ناگزير سازد ، مگر آن‌كه او خود داوطلبانه چنين مالى را بذل كند و بدون اجبار بدين خواست پاسخ دهد ؛ چه ، دادن مال به هدف گشودن راه حج و توانا ساختن خويش بر انجام حج واجب نيست . هشتم : اين‌كه ميان كسانى از كاروانيان كه كشمكشى دارند صلح و دوستى ايجاد كند و ميان كسانىكه درگير نزاع هستند به ميانجيگرى بپردازد ، هرچند حق ندارد ميان آنان داورى و صدور حكم كند مگر آن‌كه چنين حقى به او تفويض شده باشد . در چنين صورتى شرط است كه از ويژگىها و صلاحيت‌هاى لازم براى تصدى سمت قضا برخوردار باشد ، چنان‌كه تنها در اين صورت مىتواند ميان طرف‌هاى نزاع حكم صادر كند . اگر با اين وصف كاروانيان به شهرى درآيند كه در آن قاضىاى نيز هست ، هم براى اين متولى حج جايز است كه به كار قضاوت ميان راهيان بپردازد و هم براى قاضى آن شهر . بر اين پايه ، هريك از آنان كه حكمى صادر كنند نافذ است . اما چنانچه ميان حاجيان و مردم آن شهر نزاعى روى دهد تنها قاضى همان شهر حق قضاوت دارد . نهم : اين‌كه هريك از كاروانيان را كه لغزشى دارد به راه آورد و هريك را كه به خيانتى

--> ( 1 ) . « الضعيف امير الرفقه » . ماوردى اين حديث را در باب چهارم با عبارت « المضعف امر الرفقه » آورده است . اين عبارت را تنها در عون المعبود ( ج 7 ، ص 303 ) يافتم - م .