علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

122

آيين حكمرانى ( فارسى )

عمر سپس تازيانه خويش را بر سر او بلند كرد و او را در معرض تهديد تازيانه قرار داد تا آن‌كه او به نزد خاندانش گريخت ، درحالىكه مىگفت : ابو حفص [ عمر ] دهش خويش را از ما دريغ داشت ، درحالىكه هركه خطا كند ، سرانجام او را نيز درهمى رسد پيوسته بر من ضربت تازيانه نواخت تا آن زمانى كه با او به گفتگو نشستم و آن‌گاه بود كه مهربانى و ترحم ، مانع بخشى از ستمكارى وى او دربارهء من شد . آن‌هنگام كه از ابو حفص و پاسبانان او ترسيدم و البته پيرى را چون زنند ، ممكن است كارى نابخردانه كند « 1 » . بدين‌سان ، عمر به كيفر گردن افرازىاى كه ابو شجره پس از دوره‌اى از مسلمانى انجام داده بود ، تنها كيفر تعزير متوجه او ساخت . [ دار الردّه ] « 2 » دار الرده داراى احكامى است متفاوت با احكام دار الاسلام و دار الحرب . دار الرده در چهار چيز با دار الحرب تفاوت مىيابد : نخست آن‌كه جايز نيست با ساكنان دار الرده قرارداد صلح و آتش‌بس منعقد شود و آنان به موجب چنين قراردادى در سرزمين خويش باقى گذارده شوند ، درحالىكه بستن چنين پيمانى با ساكنان دار الحرب جايز است . دوم آن‌كه جايز نيست با مرتدان در ازاى پرداخت مالى مصالحه شود و بدين وسيله ، آنان بر همان ارتداد رها گذارده شوند ، درحالىكه چنين مصالحه‌اى با اهل حرب جايز است . سوم آن‌كه برده گرفتن مرتدان و به تصرف درآوردن زنان و كودكانشان جايز نيست ، در حالىكه در برخورد با اهل حرب جايز است مردانشان برده گرفته شوند و زنان و كودكانشان به تصرف درآيند .

--> و رويت رمحى من كتيبة خالد * و انى لارجو بعدها ان اعمرا ( 1 ) . ابياتى است از باب بسيط : ضن علينا ابو حفص بنائله * و كل مختبط يوما له ورق ما زال يضربنى حتى حدثت له * و حال من دون بعض البغية الشفق لما رهبت ابا حفص و شرطته * و الشيخ يقرع احيانا فينحمق اين سه بيت و نيز بيت پيشين و رخداد اشاره شده بدان را بنگريد در : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 267 - م . ( 2 ) . مقصود نگارنده از دار الرده در برابر دار الحرب و دار الاسلام سرزمينى است كه در زير سلطه مرتدان قرار دارد - م .