علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
109
آيين حكمرانى ( فارسى )
گزينهء چهارم آن است كه از مسلمانان تقاضاى امان و آتشبس كنند . در چنين صورتى ، اگر پيروزى بر آنان و ستاندن مال از ايشان امكانپذير نباشد جايز است فرمانده مسلمانان با آنان قرارداد آتشبس در مدت زمانى تعيين شده منعقد سازد ، البته مشروط به آنكه امام به او اجازهء بستن قرارداد آتشبس داده يا به كلى هرگونه تصميمى را به او تفويض كرده باشد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله در جريان حديبيه با مشركان به مدت ده سال اعلام آتشبس كرد . دربارهء مدت دورهء آتشبس ، به كمترين زمان ممكن بسنده مىشود و حداكثر آن نيز نبايد از ده سال تجاوز كند . از اين روى ، اگر فرمانده مسلمانان با مشركان براى مدتى افزون بر ده سال آتشبس اعلام بدارد ، اين قرارداد در مدت افزون بر ده سال باطل است و البته مشركان تا پايان مدت مورد توافق و حداكثر تا همين ده سال از امان برخوردار هستند و در اين مدت ، تا زمانى كه به شرايط قرارداد خود با مسلمانان پايبند باشند با آنان پيكار نمىشود . اما چنانچه اين پيمان را نقض كنند اين خود به منزله اعلام جنگ است و بدون هيچ هشدار قبلى پيكار بر ضد آنان آغاز مىشود . قرشيان صلح حديبيه را نقض كردند و از همين روى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در سال فتح به رويارويى آنان روانه شد تا آنكه مكه را از ديدگاه شافعى به صلح و از ديدگاه ابو حنيفه با توسل به زور ، گشود . در صورتى كه مشركان قرارداد آتشبس را نقض كنند ، جايز نيست گروگانهايى كه نزد ما دارند كشته شوند ، چنانكه در روزگار فرمانروايى معاويه ، روميان درحالىكه گروگانهايى نزد مسلمانان داشتند پيمان آتشبس خود را شكستند . اما مسلمانان از كشتن حتى يك نفر از اين گروگانها خوددارى ورزيدند و همه را آزاد كردند و گفتند : وفادارى در برابر نيرنگ و بىوفايى ، بهتر است از پيمانشكنى در برابر پيمانشكنى . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله نيز فرموده است : « امانت را به آن كس كه تو را امين دانسته است بازده و با هركس كه به تو خيانت كند خيانت روا مدار » « 1 » .
--> ( 1 ) . « اد الامانة لمن ائتمنك و لا تخن من خانك » . حديث را بنگريد در : ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 3 ، ص 564 ، ش 1264 ؛ دارمى ، سنن الدارمى ، ج 2 ، ص 343 ، ش 2597 ؛ دارقطنى ، سنن الدارقطنى ، ج 3 ، ص 35 ، ش 141 ؛ ابو داوود ، سنن ابى داوود ، ج 3 ، ص 290 ، ش 3534 ؛ ابن ابى شيبه ، مصنف ابن ابى شيبه ، ج 4 ، ص 539 ، ش 22949 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 3 ، ص 414 ؛ بيهقى ، شعب الايمان ، ج 4 ، ص 319 ؛ همو ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 10 ، ص 270 ، ش 21091 و ص 271 ، ش 21092 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 4 ، ص 55 ، ش 3595 ؛ همو ، المعجم الصغير ، ج 1 ، ص 288 ، ش 475 ؛ حاكم ، المستدرك على الصحيحين ، ج 2 ، ص 53 ، ش 2296 ؛ حنبلى مقدسى ، الاحاديث المختاره ، ج 7 ، ص 282 ؛ هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 145 ؛ ديلمى ، الفردوس ، ج 2 ، ص 95 ؛ حسينى ، البيان و التعريف ، ج 1 ، ص 42 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 20 ، ص 159 ؛ عظيم آبادى ، عون المعبود ، ج 9 ، ص 327 ؛ مباركفورى ، تحفة الاحوذى ، ج 4 ، ص 400 ؛ مناوى ، فيض القدير ، ج 1 ، ص 223 ؛ عجلونى ، كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 75 ؛ شافعى ، الام ، ج 5 ، ص 104 - م .