أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
44
آثار الباقيه ( فارسى )
ادوار قاللبس سپس ادوار قاللبس است و نخستين ادوار او در سال 418 بختنصر بوده و هر دورى از اين ادوار هفتاد و شش سال خورشيدى است و كسىكه اين مطلب را نداند به آنچه در كتاب مجسطى يافته كه بسالهاى قبطى ذكر شده استدلال مىكند . و بيان مطلب آن است كه ابرخس و بطلميوس اوقات ارصاد خود را به شبها و روزها و ماههاى قبطى ذكر مىكنند و بعدا آن را به ادوارى كه با ادوار قاللبس موافقت كرده تطبيق مىكنند بدون آنكه حقيقت امر چنين باشد و ليكن اولين ادوارى كه ماهها را به مسير قمر و سالها را به مسير آفتاب به كار بستهاند مستعمل است دور ثمانيه است و دور دوم دور نوزدهتايى است و قاللبس از اشخاصى بوده كه او و قومش اصحاب تعاليم و رياضى بودند و اين دور را كه مشتمل بر چهار دور نوزدهتايى است استخراج كرد . برخى مردم گمان كردهاند كه اين ادوار با ديدار ماه استعمال مىشود نه به حساب زيرا در آن زمان كسى هنوز به حساب كسوف كه اندازه شهر قمرى جز به آن دانسته نمىشود ، متفطن نشده بود و اين حساب جز بدانستن آن تمام نمىشود و نخستين كسى كه به حساب كسوف آشنا شد تالس است كه از اهل ملطيه بوده كه چون بسيار با اصحاب رياضى رفتوآمد مىكرد و علم هيئت و حركات كرات را از ايشان ياد گرفته بود از اينرو به استنباط خورشيدگرفتگى دسترسى يافت و به مصر رفت و مردمان را از وقوع كسوف ترسانيد و چون گفتهى او راست آمد تالس را بزرگ داشتند . و خبر مذكور در شمار ممكنات است زيرا هر علم و صنعتى را مبادى است كه به آن منتهى مىشود و هرچه علم به مبداء خود نزديكتر باشد بسيطتر و سادهتر مىگردد تا آنكه يكباره به مبداء خود برسد و تنها به همان مبداء خود منحصر گردد . ولى آنچه را كه بايد مراعات كرد اينست كه نبايد بطور مطلق گفت كسى