أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
43
آثار الباقيه ( فارسى )
شخصى كه داراى انصاف و حقجو باشد به اين دليل كفايت و قناعت مىكند و اگر خواست كه عناد خرج دهد و به تمويهات اهل مكابره تمايل جويد در ازالهى شكوك از قلب او و مداواى مرض عقلى او و در غرس نهال حق و حقيقت در جان او به دلائلى كه بيشتر از اين كتاب خواهد شد نيازمند است و جاى اين قبيل مباحثات كتابى ديگر است . نه تنها اختلاف ارصاد بلكه اختلاف ادوار نيرومندترين دليل و قويترين معينى است كه آنچه را ابو معشر مرتكب شده ( و ابلهانى كه به صحت و راستى اديان طعنه مىكنند و ادوار سند و هند و امثال آن را براى دشنام به مردمى كه به رستاخيز معتقدند و ايشان را از ثواب و عقاب اخروى خبر مىدهند دستاويز كردهاند و علماى هيئت و حساب را نيز بهمعقيدهگى با خود متهم كردهاند ) دفع نمايد و اگرچه بر شخصى كه كمترين اطلاع از علم و دانش داشته باشد حقيقت امر پوشيده نيست . تاريخ بختنصر اول پس از اين تاريخ تاريخ بخت النصر اول است كه به فارسى بخت نرسى باشد و در تفسير اين نام گفتهاند كه معناى آن شخص بسيار گريان و نالان باشد و به عبرانى يوخذ نصار است و نيز در معناى اين نام گفتهاند عطاردىگويان و وجه تسميه اين است كه او بسيار حكمتدوست و دانشپرور بوده و همواره خردمندان را به دور خود جمع مىكرد و چون اين نام را تخفيف دادند و تعريب كردند بختنصر شد و اين آن بخت النصر نيست كه بيت المقدس را خراب كرد زيرا ميان اين دو نفر صد و چهل و سه سال برحسب جداولى كه در آتيه خواهد آمد فاصله بوده . و تاريخ اين پادشاه به سالهاى قبطى مذكور است و در استخراج مواضح كواكب بسيار در مجسطى اين تاريخ به كار بسته شده زيرا بطلميوس اين تاريخ را براى خود انتخاب كرده بود و اوساط كواكب را به آن استخراج مىنمود .