أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

34

آثار الباقيه ( فارسى )

استخراج كرده‌اند كه ميان توفان و اسكندر 1792 سال بوده و مسيحيان از تورات خود اينطور استخراج كردند كه اين مدت دو هزار و سيصد و سى و هشت سال بوده . اما ايرانيان و عامه‌ى مجوس توفان را به كلى منكرند و چنين مىگويند كه پادشاهى در ما از كيومرث گل‌شاه كه نزد ايشان نخستين انسان است متصل بوده و هنديان و چينيان و اصناف امم شرقى با ايشان موافقند و برخى از فرس مىگويند كه توفان واقع شده ولى اوصافى را كه براى آن ذكر مىكنند با آنچه در كتب انبياست مطابق نمىآيد و مىگويند اين توفان در شام و غرب در عهد طهمورث وقوع يافت و در همه‌ى زمين عموميت پيدا نكرد و جز امم قليلى در آن غرق نگشتند و از عقبه‌ى حلوان تجاوز ننموده و به ممالك مشرق نرسيد و باز چنين مىگويند كه مردم غرب را چون حكيمان به توفان انداز كردند ابنيه‌اى مانند هرمين كه در مصر است به پا نمودند و با خود گفتند كه اگر آفت سماوى باشد ما بدرون آن شويم و اگر زمينى باشد بر بالاى آن رويم و فارسيان گمان مىكنند كه آثار توفان و تأثيرات امواج آن بر ميانه‌هاى هرمين آشكار است و بالاتر از نصف آن نرفته . بعضى مىگويند كه يوسف اين دو هرم را براى ذخيره ساخت در آن طعام و آذوقه براى سالهاى خشك نگهداشت « 1 » و اين طايفه از فرس مىگويند كه چون طهمورث هم از اين انداز آگاه شد در 231 سال پيش از وقوع آن امر كرد تا جايى خوش آب و هوا در كشور او بيابند و جز اصفهان جايى كه سزاوار اين دو وصف باشد نيافتند و آنگاه امر كرد كه علوم را در كتب تجليد كنند و در سالم‌ترين

--> ( 1 ) - پيش از اينكه علم مصرشناسى در دنيا پيدا شود عقيده‌ى مردم درباره هرمين به شرحى بود كه در كتاب خوانديد چنان كه درباره‌ى كتيبه‌ى بيستون نيز چنين اعتقادى موهوم داشتند و مىگفتند كه اين خطوط كه به سنگها نوشته شده قباله‌ى شيرين است كه فرهاد آن را به سنگها نوشته و پس از آنكه خوانده شد ديدند كه قباله شيرين نيست بلكه يكى از افتخارهاى ماست يعنى كارنامه‌ى داريوش است .