أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
550
آثار الباقيه ( فارسى )
و برخى از متطببين اعراب گفتهاند : شما مرا از هنگام پنهان گشتن ثريا تا طلوع آن ضمانت كنيد من براى شما ديگر ايام سال را ضامن ميشوم و از پيغمبر عليه السلام روايت شده كه چون ثريا طلوع كرد مرض از روى زمين مرتفع مىگردد و در روايت ديگر ناخوشى از هر بلده برداشته مىشود . دبران - ستارهاى است سرخ و نورانى و از اين جهت آن را دبران گويند كه بر ثريا پشت كرده و او در چشم جنوبى ثور است « 1 » و نيز دبران را فنيق مىگويند و فنيق شتر نر خيلى بزرگ است زيرا اعراب كواكبى را كه در حول دبران است قلاص گفتهاند « 2 » و دبران را نيز تابع النجم و ثانى النجم گويند يعنى پيرو ثريا زيرا دبران پروين را در طلوع و غروب پيروى مىكند و دبران را نيز مخدج گفتهاند . هقعه - سه ستاره ريز است كه خيلى بهم نزديكند و مثل اين مىماند كه آثار شست و سبابه و انگشت ميانى هستند اگر اين سر انگشت را باهم زمين بزنند و از اين جهت اعراب اين سه ستاره را هقعه گفتهاند كه به دايرهاى كه در پهلوى اسب است و نزد مفصل پاى ، آن مانند كردهاند و در لغت عرب گفته مىشود فرس مهقوع و برخى از تازيان هقعه را تحايى گويند و بطلميوس اين سه را يك كوكب سحابى دانسته و گفته هقعه آن ستاره سحابى است كه بر راس الجبار يعنى جوزاء جاى دارد .
--> ( 1 ) - انورى مىگويد : گر ثور چو عقرب نشدى ناقص و بيچشم * بر قبضهء شمشير نهادى دبرانرا يعنى اگر به ملاحظهء اين نبود كه ثور مانند عقرب بىچشم شود ممدوح او توانايى اين را داشت كه دبرانرا مانند نگينى بر قبضهء شمشير خود بنشاند و عقيده قدما اين بود كه كژدم چشم ندارد چنان كه در منطق اشارات آنجا كه از اقسام عدم ملكه بحث مىكند مىگويد گاهى عدم ملكه نسبت به شخص است و گاهى نسبت به نوع و گاهى نسبت بجنس و نسبت به نوع مثل اينكه نوع عقرب فاقد چشم است ولى امروز ثابت گشته كه كژدم چشم دارد . ( 2 ) - قلاص و قلوص يعنى شتران ماده .