أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

537

آثار الباقيه ( فارسى )

أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ . اشاره‌اى به غدير خم در روز هفدهم عثمان بن عفان رضى اللّه عنه كشته شد و روز هيجدهم عيد غدير خم مىباشد و آن نام منزلى است كه پيغمبر پس از حجة الوداع در آنجا فرود آمد و جهاز شتران را جمع كرد و بازوى على بن ابيطالب را گرفت و از آن جهازها بالا رفت و فرمود : « اى مردم آيا من از خود شما به شما اولى نيستم ؟ » گفتند : آرى ، فرمود : بر هركس كه من مولى باشم على مولاى اوست ؛ خداوندا ؟ دوستدار على را دوست بدار و با دشمنانش دشمنى كن و آنان كه على را يارى مىكنند ايشان را يارى نما و آنان كه ميخواهند او را خوار و زبون كنند تو ايشان را خوار و ذليل كن و از هر راهى كه على مىرود حق و حقيقت را با او بگردان » . روايت كرده‌اند كه پس از اين گفتار سر مبارك خود را بسوى آسمان بلند كرد و سه مرتبه گفت : خداوندا آيا مأموريت خود را رسانيدم ، و در روز بيست و چهارم اين ماه امير المومنين در حال ركوع انگشتر خويش را به سائل بخشيد و در روز بيست و پنجم عمر بن خطاب كشته شد و سوره هل اتى در اين روز نازل شد و در روز بيست و ششم استغفار به داود نازل گشت . در روز بيست و نهم وقعه حره اتفاق افتاد و در اين جنگ بنى اميه اهل مدينه را قتل عام و هستى آنان را به يغما بردند و به زنان مهاجر و انصار دست‌درازى كردند و بسيار بىناموسى نمودند و هر آنكس را كه پيغمبر از اين اوباش كه اعمال قبيحه را در مدينه كردند لعنت كرد خداوند نيز لعنت كناد و ما را در شمار مردمى گرداناد كه به اعمال فساد رضايت نمىدهند و او بهترين توفيق‌دهنده و يار است و سپاس بىنهايت بر او باد .