أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
420
آثار الباقيه ( فارسى )
على بن على كاتب نصرانى بر اين گمان بوده كه بدين سبب اول ايام باحور بيست و دوم تموز شد كه بانتقال شعراى عبور انتقال يافته و اين ستاره در طول سال در مدارى كه موازى با معدل النهار « 1 » است دور مىزند و مقصود بقراط از اين وقت منتهاى گرماى تابستان و اشتداد حرارت بود كه چون آفتاب به سمت الراس ما نزديك مىشود و در فلك خارج مركز از اوج خود شروع بحضيض مىكند حرارت هوا از قرب خورشيد اشتداد مىيابد و اين امر در زمان بقراط با طلوع شعرى موافق بوده و بقراط به گمان اينكه حقيقت حال بر كسى از اهل علم پوشيده نخواهد ماند بطور اطلاق از فصد و شراب دواى حال منع كرده . سنان در كتاب انواء مىگويد كه براى برزيگران هفت روز از اول تموز بمنزله ايام باحور است كه بر احوال هريك از ماههاى زمستان از اين هفت روز استدلال ميكنند و نام اين هفت روز بواحير الرعاة است و در اين هفت روز احوال هوا با روزهاى پيشتر و بعد از آن مباين است و هوا از ابر در اين چند روز بطور كلى يا جزئى خالى نخواهد ماند و در روز نوزدهم نزد قبطيان باران و گرماست و سگهاى دريايى در اين روز خيلى قوى ميشوند و زيان بسيار ميرسانند و در بيستم نزد قبطيان باد دبور و يا بادهاى مشابه آن وزيدن خواهد گرفت و اصحاب تجارب گفتهاند كه چشم درد در اين روز زياد است و در بيست و يكم نزد اوقطيمن بادهاى ساليانه خواهد وزيد و نزد قاللبس و اوقطيمن و مطروذورس آغاز گرماست .
--> دو شعرى در آسمان داريم شعراى عبور و غميصاء و عرب اين دو را شعريان گويند و شعرى پس از خورشيد درخشانترين ستاره آسمانست و عرب جاهليت آن را مىپرستيد از اين رهگذر قرآن مىگويد كه خدا خداى شعرى است ( و انه هو رب الشعرى ) ( 1 ) - تمام ثوابت در مدارات موازى با معدل دور ميزنند و عرض آنان ثابت است و مقدارى حركت طولى دارند كه اين حركت على التوالى است و در ارصاد اسلامى بطور مختلف يافت شده و علماى اروپا مقدار واقعى آن را بدست آوردهاند و بر اهل نجوم پوشيده نيست .