أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

419

آثار الباقيه ( فارسى )

بگيرد و بر هريك برگ نام ماهى از ماه‌هاى سريانى را بنويسد سپس آنها را در اين شب بجاى نمناكى بگذارد سحرگاهان هريك از اين برگها كه خشك شده باشد دليل بر اين است كه در آن ماه باران نخواهد آمد و برخى ديگر از اهل تجارب گمان كرده‌اند كه براى دانستن كم‌وبيش باران بايد به محلى صاف رفت كه در اطراف آن مانعى از باد و بارانهاى ريز و شبنم نباشد و به اندازه دو ذراع پارچه كتان را بگيرند و بكشند و وزن آن را بخاطر بسپارند سپس اين پارچه را بر آن مكان بگسترانند و از آغاز شب تا ساعت چهارم آن به همين حال آن كتان باقى بماند و بار ديگر پارچه را در ترازو وزن كنند و بهر اندازه كه سنگين شده باشد مطابق عدد هر مثقال از وزن زيادتى يك روز از ماه باران مىآيد . ايام باحور بطلوع كلب الجبار كه شعراى يمانى عبور باشد علامت گذاشته شده و بقراط در كتاب فصول از تناول ادويه حاره و فصد در موقع طلوع اين دو ستاره در زمان خود از بيست روز پيش از طلوع تا بيست روز پس از طلوع نهى كرده است و در اين مدت زمان شدت گرماست كه به آخرين حد خود ميرسد و تابستان فى نفسه اسباب حرارت است كه رطوبت را بدل به بخار مىكند و بقراط در كم بودن حرارت فصد را منع نكرده و چون پاييز آمد و هوا را سردتر و خشك‌تر كرد شخص از خاموش شدن حرارت غريزى ايمن نخواهد ماند . جمعى از آنان كه از علوم طبيعى واقف نيستند چنين گمان كرده‌اند كه تأثير مذكور منسوب بجرم اين كوكب و طلوع آن است حتى اينكه با طلوع حركت آن ستاره اين امر نيز انتقال مىيابد . گفته‌اند اين ستاره براى عظمتى كه دارد هوا را گرم مىكند بقسمى كه محتاج و نيازمند ميشويم كه جايگاه آن را بشناسيم و هنگام طلوع آن را بدانيم . چنان كه ابو نواس گفته : مضى ايلول و ارتفع الحرور * و اخبت نارها الشعرى العبور « 1 »

--> ( 1 ) - فقوما و الحقا خمرا بماء * فان نتاج بينهما السرور