أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

406

آثار الباقيه ( فارسى )

بهار و زمستان از اوقات ديگر زيادتر پيدا مىشود و به جهت برودت و سرما و يا شمالى بودن اين مواضع به حال خود باقى مىماند و چون هوا گرم شد برفها آب مىگردد و رود جيحون مد مىيابد و آب آن زياد مىگردد . اما منبع دجله و فرات از مواضعى است كه زياد شمالى نيستند به همين علت يخها و برفهايى كه بايد در اوايل بهار منجمد باشند در منابع اين دو رود آب مىشوند و سبب زيادتى آب آنها مى - گردند اما رود نيل زمانى رو بازدياد مىگذارد كه آب دجله و فرات كم شود چه ، سرچشمه نيل از جبال قمر است كه در نواحى جنوب در پشت اسوان كه از شهرهاى حبشه محسوب است واقع است هرچند معلوم نيست كه آيا اسوان در معدل النهار است و يا در پشت آن زيرا چنان كه در پيش گفته شد حوالى آن غير مسكون است و بديهى است كه در چنين حال رطوبتها منجمد نمىگردد و اگر زيادتى آب نيل از جهت برف و باران باشد معلوم است كه به مجرد به زمين رسيدن آب مىشوند و سبب فزون و مد آب رود نيل مىگردند و اگر از جهت آب سرچشمه‌هاى آن باشد آب اين چشمه‌ها در زمستان زيادتر مىگردد و بالنتيجه آب نيل در تابستان مد مىيابد زيرا چون آفتاب به سمت الرأس ما نزديك گردد از جايهايى كه محل خروج رود نيل است دور مىگردد و بالطبع براى آن مواضع زمستان خواهد بود . جهت اينكه آب چشمه‌ها در زمستان زيادتر مىگردد اين است كه غرض ايزد تعالى از احداث و پديد آوردن كوهها اين بوده كه منافعى ببندگان عايد گردد و ثابت بن قره در كتابى كه در منافع جبال نوشته پاره‌اى از آنها را ذكر نموده و همينطور كه خداوند در آفرينش جبال سودى براى بشر در نظر داشته در شور كردن آب درياها نيز همين منظور را داشته . بسيار روشن است كه در زمستان بيشتر از تابستان برف و باران به زمين مىآيد و در كوهها بيشتر از زمينهاى صاف واقع مىشود و چون برف و باران به زمين آمد و آب شد مقدارى از آن سيل مىگردد و باقىمانده آن در مخازن كوهها جمع مى - گردد و از منافذ و سوراخهايى كه چشمه نام دارد كم‌كم خارج مىشود و چون ماده