أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
396
آثار الباقيه ( فارسى )
ميگردد و اين قول منسوب بجمعى است كه طبيعت آفتابرا گرم و آتشين دانستهاند . ج - هوا بواسطه سرعت حركت شعاع گرم مىشود حتى چنين به نظر ميرسد كه اين مسافت در لازمان طى شده است و اين راى منسوب باشخاصى است كه طبيعت شمس را از طبايع اسطقسات و آخشيجها خارج دانستهاند . علما در حركت شعاع نيز اختلاف كردهاند : برخى گفتهاند كه شعاع در زمان حركت نمىكند زيرا شعاع جسم نيست برخى ديگر مىگويند كه اين حركت در زمان واقع مىشود و ليكن سريعتر از آن چيزى نيست كه سرعت بسنجش به آن احساس شود چنان كه حركت كوبيدن صوت چون از حركت شعاع سنگينتر است بدين سبب حركت شعاع را به آن مقياس ميكنند و زمان آن را درمىيابند . در سبب حرارت موجود با شعاع آفتاب جمعى از علما گفتهاند علت اينست كه زواياى انعكاس شعاع حاده است ولى حق اينست كه شعاع فى نفسه حرارت دارد و اما جسم مماس با باطن فلك كره آتش است ( يا كره اثير در اصطلاح ، مترجم ) و برخى بر اين عقيدهاند كه آن آتش هم مانند زمين و آب و هوا يك چيز اصلى و عنصرى اساسى است و ميگويند شكل آن نيز كروى است ولى بعقيده من زير كره قمر آتش وجود ندارد و چون فلك سريع الحركت است از سرعت حركت آن حرارت يافت مىشود و شكل آن نيز به شكل جسمى است كه از گرداندن شكل هلالى بر وتر خود پيدا شده باشد و اين مسئله با عقيده آنان كه هيچيك از اجسام موجوده را داراى مكان اصلى نمىدانند و مىگويند اين مكانها براى اجسام قسرى است و قسر هم دايمى و ابدى نيست وفق ميدهد و من اين مسائل را در جاى ديگرى كه از اين كتاب مناسبتر است ذكر كردهام بخصوص در مشاجراتى كه ميان من و جوان فاضل ابى على حسين بن عبد اللّه سينا در اين مطلب روى داده . وصول اين هر دو گرما در ازمنه چهارگانه متكافى است و اما سبب حرارت زمين يا اينست كه شعاعهاى آفتاب از سطح زمين منعكس گشته و يا براى اينست