أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
368
آثار الباقيه ( فارسى )
موكل است و روز بيستم اين ماه اينجه نام دارد كه معناى اين لفظ گلدان است . خوارزميان را پس از اين اعياد كه گفته شد اعياد ديگرى است كه در احوال دينى خود به آنها نيازمندند و آن اعياد منحصر در شش عيد است عيد اول بنخجاچى ريد نام دارد كه روز يازدهم از ناوسارجى است و عامه خوارزميان آن را ناوسارجكانيك نامند باضافه بماهى كه اين عيد در آن است و عيد دوم ميث سخن ريد نام دارد كه روز اول از چيرى است و نيز آن را حاوردمينيك مىگويند يعنى كدويى و نام ديگر آن اجغارمينيك است كه باضافه باجغار ناميده شده چه پانزده روز پيش از اجغار است و عيد سوم را مذيان ريد نامند و آن روز پانزدهم از همداد است و نام ديگر آن انجمرذكانيك است و روز چهارم را ميث زرمى ريد گويند كه پانزدهمين روز از اومرى است و نام ديگر آن خيرروچكانيك است و عيد پنجم روز اول ازريمژد است كه كجذريكانيك نام دارد و عيد ششم ارثمين ريد موسوم است كه نيز ارثمين دكانيك گويند و آن روز اول از اخمن است . خوارزميان در پنج روز آخر از اسبندارمجى و پنج روز ديگرى كه درپى آن است و ملحق به اين ماه مانند اهل فارس در روزهاى فروردگان براى ارواح مردگان در گورستانها غذا مىگذارند . استدلال بيرونى بر اينكه خوارزميان از اعراب بروج را بهتر مىشناختند خوارزميان منازل قمر را در حساب خود به كار مىبستند و احكام خويش را از آن استنباط ميكردند و اين منازل را در لغت ايشان نامهايى بود كه حفظ كرده بودند و اشخاصى كه مىتوانستند اين كار را انجام دهند و بوجه حسن در اين حساب نظر نمايند از ميان رخت بربستند و از دلائل خيلى روشن بر اين مدعا آن است كه منجم را در لغت خوارزمى اخروينيك گويند يعنى كسى كه ناظر بمنازل ماه باشد چه ، اخرو يكى از خانههاى ماه است و اين منازل را خوارزميان ببروج دوازدهگانه قسمت كرده بردند و بروج را در لغت خود بنامهاى مفردى مىخواندند و ايشان از تازيان برجها را بهتر مىشناختند و شما را بر اين